دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۸

مولوی
فرمود که دست و پا بکاری بزنیم تا می نرود دو دست بازی بزنیم
چون در تو زدیم دست از این شادی را پس چون نزنین دست آری بزنیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این کلامِ کوتاه و شورانگیز، شاعر با زبانی دعوت‌گونه، مخاطب را به فعالیت و پویایی در مسیرِ عشق و زیستنِ آگاهانه فرا می‌خواند. تأکید اصلی بر این است که انسان نباید فرصت‌های طلاییِ حضور و شادیِ معنوی را از دست بدهد و باید با تمام توان از این لحظات بهره ببرد.

مفهومِ محوریِ این ابیات، پیوند میانِ «تلاش در سلوک» و «شادی و پایکوبی» است. شاعر استدلال می‌کند که چون رسیدن به محبوب یا چنگ زدن به دامنِ حق، منشأ اصلیِ سرور است، پس بروزِ این شادی به شکلِ رقص و دست‌افشانی، امری طبیعی و ضروری است.

معنای روان

فرمود که دست و پا بکاری بزنیم تا می نرود دو دست بازی بزنیم

او دستور داد که در مسیر زندگی و سلوک، با تمام توان و جدیت تلاش کنیم تا تا زمانی که فرصتِ شادی و مستیِ معنوی مهیاست، با نشاط و پایکوبی این لحظات را غنیمت بشماریم.

نکته ادبی: عبارت «دست و پا زدن» کنایه از کوشش و تلاش است و «دست‌بازی» استعاره‌ای است برای نشان دادنِ شور، رقص و پایکوبی در اوجِ شادی.

چون در تو زدیم دست از این شادی را پس چون نزنین دست آری بزنیم

حال که با جان و دل به تو پیوستیم و این شادیِ عمیق را یافته‌ایم، چرا نباید از سرِ شوق، دست‌افشانی و پایکوبی کنیم؟ پاسخ این است که بله، باید با تمام وجود شادمانی کرد.

نکته ادبی: «دست در تو زدن» به معنای تمسک جستن و چنگ زدن به محبوب است؛ واژه «نزنین» در متن، در سیاق پرسشِ انکاری برای تاکید بر ضرورتِ شادی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دست و پا زدن

اشاره به تلاشِ مستمر و کوششِ درونی برای رسیدن به هدف.

استعاره دست‌بازی

نمادی برای ابرازِ شادیِ بی‌حد و رقص و پایکوبی که نشان‌دهنده رهایی از غم است.

پرسشِ انکاری پس چون نزنین دست آری بزنیم

پرسشی که پاسخ آن روشن است و برای تأکید بر لزومِ ابرازِ شادی به کار رفته است.