دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۶

مولوی
عمری رخ یکدگر بدیدم به چشم امروز که درهم نگریدیم به چشم
وانگه گوئی دراز تا چند کشی با عشق بگو که همچنین میکشدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر فراز و فرودهای عاطفی در پیوند میان دو دلداده است؛ فضایی که از تکرار و عادتِ دیدار به بن‌بستی عاطفی و پرسشی درونی درباره چرایی تداوم رنج عشق می‌رسد.

شاعر در این عبارات، تقابل میان گذشته‌ای سرشار از تماشای یار و حالِ کنونیِ گریز از نگاه را ترسیم می‌کند و در نهایت، فاعلیت خود را در برابر قدرت عشق سلب کرده و آن را نیرویی بیرونی می‌داند که او را به ناچار به دنبال خویش می‌کشد.

معنای روان

عمری رخ یکدگر بدیدم به چشم امروز که درهم نگریدیم به چشم

سال‌ها با محبت و علاقه به چهره یکدیگر نگاه می‌کردیم، اما امروز حال و هوای ما تغییر کرده و دیگر آن نگاه‌های گرم و مستقیم میان ما وجود ندارد.

نکته ادبی: ترکیب «درهم نگریستن» در اینجا کنایه از چشم‌دوختن و ارتباط مستقیم چشمی است که با حرف نفی، به معنای دوری از این عمل در وضعیت فعلی به کار رفته است.

وانگه گوئی دراز تا چند کشی با عشق بگو که همچنین میکشدم

اگر از من بپرسی تا کی می‌خواهی این بارِ گرانِ رنج را تحمل کنی و ادامه دهی، به عشق بگو که من اختیاری ندارم و این خودِ عشق است که مرا این‌چنین به دنبال خود می‌کشاند و به بند کشیده است.

نکته ادبی: واژه «کشی» دارای ایهام است؛ در مرتبه اول به معنای «تحمل کردن» و در مرتبه دوم (در پاسخ) به معنای «کشیدن و در بند داشتن» به کار رفته است که نشان‌دهنده استیصال عاشق در برابر قدرت عشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه درهم نگریستن

اشاره به ارتباط مستقیم و عمیق عاطفی میان دو نفر که در اینجا به دلیل تحول رابطه، نفی شده است.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) با عشق بگو

عشق به عنوان موجودی صاحب اختیار تصور شده که عاشق را به دنبال خود می‌کشاند.

ایهام کشی / میکشدم

تغییر معنایی فعل «کشیدن» از تحمل رنج (در پرسش) به به دنبال خود کشاندن (در پاسخ).