دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۵

مولوی
عشق تو گرفته آستین می کشدم واندر پی یار راستین می کشدم
وانگه گوئی دراز تا چند کشی با عشق بگو که همچنین می کشدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیفِ حالتِ تسلیمِ عاشق در برابر نیرویِ بی‌پایان و هدایت‌گرِ عشق می‌پردازد. شاعر در این قطعه، عشق را نه یک انتخابِ آگاهانه، بلکه نیرویی مهارنشدنی می‌داند که اختیار را از او سلب کرده و او را به سوی حقیقتِ هستی و کمالِ مطلق سوق می‌دهد.

در واقع، فضایِ کلیِ شعر حاکی از اعترافِ عاشق به ضعفِ خود در برابرِ جذبه‌هایِ معنوی است؛ او چنان در کشاکشِ این نیرو قرار گرفته که پرسش‌گریِ دیگران یا حتی تردیدهایِ درونیِ خودش نیز راه به جایی نمی‌برد و تنها پاسخِ او، تداومِ همین کششِ ناگزیر است.

معنای روان

عشق تو گرفته آستین می کشدم واندر پی یار راستین می کشدم

عشق تو همچون کسی که دامن یا آستین کسی را بگیرد و او را با خود ببرد، مرا به دنبال خویش کشانده و در مسیرِ رسیدن به معشوقِ حقیقی و وفادار هدایت می‌کند.

نکته ادبی: آستین گرفتن کنایه از مانع شدن یا کسی را به دنبال خود کشاندن است و در اینجا استعاره‌ای از سلطه‌ی کامل عشق بر عاشق و هدایت او به سوی حق است.

وانگه گوئی دراز تا چند کشی با عشق بگو که همچنین می کشدم

و اگر کسی به تو گفت که این کار تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و تا کی این سختی و کشش را تحمل می‌کنی؟ به او پاسخ بده که اختیار من در دست خود نیست و این عشق است که همچنان مرا با همین شدت و حدت به دنبال خود می‌کشد.

نکته ادبی: دراز در اینجا کنایه از طولانی شدنِ رنج یا حالتِ عاشقی است و همچنین تأکیدی بر تداومِ بی‌وقفه این حال است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص عشق تو گرفته آستین می کشدم

عشق مانند انسانی ترسیم شده که دست کسی را می‌گیرد و او را با خود می‌برد.

تکرار می‌کشد

تکرار فعلِ کشیدن در پایان مصرع‌ها برای تأکید بر استمرار و اجباری بودنِ حرکتِ عاشق در مسیر عشق.