دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۲

مولوی
عشق از بنه بی بنست و بحریست عظیم دریای معلق است و اسرار قدیم
جانها همه غرقه اند در بحر مقیم یک قطره از او امید و باقی همه بیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عرفانی، عشق را به دریایی بی‌کران و اسرارآمیز تشبیه می‌کند که فاقدِ مبدأ و منتهاست. شاعر بر این باور است که عشق نه یک پدیده محدود، بلکه حقیقتی است که تمام هستی و جان‌های آگاه را در خود غرق کرده است.

در این فضا، تجربه عشق برای انسان همواره آمیخته با حیرت است؛ چرا که عظمت این دریای بی‌کران به گونه‌ای است که سهمِ کوچکِ امید در برابر بخش عظیمِ بیم و هیبتِ ناشی از آن، ناچیز جلوه می‌کند.

معنای روان

عشق از بنه بی بنست و بحریست عظیم دریای معلق است و اسرار قدیم

عشق، حقیقتی بی‌بنیاد و بی‌کران است که اقیانوسی عظیم و ژرف را می‌ماند؛ دریایی است که در میانه هستی معلق مانده و دربردارنده اسرار کهن و رازهای ناگشودنی خداوند است.

نکته ادبی: بنه به معنای اساس و ریشه است و بی‌بن اشاره به فقدانِ حدودِ زمانی و مکانی دارد. ترکیب دریای معلق استعاره‌ای از گستردگیِ غیرمادیِ عشق در فضای آفرینش است.

جانها همه غرقه اند در بحر مقیم یک قطره از او امید و باقی همه بیم

تمام جان‌های هستی در این دریایِ پایدار و همیشگی غرق شده‌اند. در میان این انبوهی، تنها مقدار اندکی از آن مایه دلگرمی و امید است و بخش عمده آن را ترس و هیبتِ ناشی از عظمتِ این دریایِ بی‌کران تشکیل می‌دهد.

نکته ادبی: بحر مقیم به معنای دریای همیشه پابرجا و ثابت است. تقابل امید و بیم آرایه‌ای کنایی برای بیانِ احوالِ متغیرِ انسانِ عاشق در مواجهه با حقایقِ بزرگ است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه عشق... بحریست عظیم

تشبیه عشق به دریایی بزرگ و بی‌انتها برای تبیین وسعت و عمق آن.

تضاد (طباق) امید و بیم

به کارگیری دو مفهوم متضاد برای نمایش حالت روحی سالک در برابرِ عظمتِ عشق.

استعاره غرقه‌اند در بحر

استعاره از احاطه کاملِ حقیقتِ عشق بر وجودِ آدمی.