دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۰

مولوی
عالم جسم است و نور جانی مائیم عالم شب و ماه آسمانی مائیم
چون از ظلمات آب و گل دور شویم هم خضر و هم آب زندگانی مائیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به جایگاه متعالی روح انسان و حقیقت وجودی آدمی در نسبت با جهان مادی می‌پردازد. شاعر با بیانی عرفانی تأکید دارد که عالم مادی تنها کالبدی بی‌جان و تاریک است که در سایه حضور و روشنگری روح انسانی، معنا و اعتبار می‌یابد.

در مرحله‌ای بالاتر، با عبور از قید و بندهای جسمانی و دلبستگی‌های دنیوی، انسان به مقامی دست می‌یابد که دیگر میان جوینده یعنی سالک راه حق و آنچه که جسته می‌شود یعنی حقیقت و کمال مطلق، فاصله‌ای باقی نمی‌ماند و او خود به چشمه‌ای از حیات ابدی و معرفت بدل می‌گردد.

معنای روان

عالم جسم است و نور جانی مائیم عالم شب و ماه آسمانی مائیم

جهان مادی همچون پیکری بی‌جان است و ما روح و حقیقت روشنگری هستیم که به آن جان می‌بخشیم.

نکته ادبی: تشبیه عالم به جسم و انسان به نور جان، نشان‌دهنده رابطه روح و کالبد در فلسفه عرفانی است.

چون از ظلمات آب و گل دور شویم هم خضر و هم آب زندگانی مائیم

این دنیا تاریک و همچون شب است و ما ماه تابان در آسمان حقیقت هستیم که راه را روشن می‌کنیم.

نکته ادبی: استفاده از ماه آسمانی برای تأکید بر جنبه هدایت‌گری روح انسانی در تاریکی عالم است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه عالم جسم

جهان مادی به کالبد و پیکر تشبیه شده است تا بی‌جانیِ عالم بدون حضور روح الهی نمایان شود.

تلمیح خضر و آب زندگانی

اشاره به داستان اساطیری حضرت خضر که به چشمه آب حیات دست یافت و جاودانه شد؛ در اینجا نماد وصول به حقیقت و جاودانگی است.

استعاره ظلمات آب و گل

اشاره به دنیای مادی و تعلقات جسمانی که مانند لجن‌زار مانع حرکت و تعالی انسان می‌شود.