دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۸

مولوی
زین پیش اگر دم از جنون میزده ام وانگه قدم از چرا و چون میزده ام
عمری بزدم این در و چون بگشادند دیدم ز درون در برون میزده ام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتاب‌دهنده مسیری عرفانی است که در آن سالک از بندِ خودبینی و استدلال‌های عقلی رها می‌شود. شاعر در این قطعه، به زبانی استعاری، تجربه‌ی درونی خود را از تقابلِ میان جستجویِ بیرونی و شهودِ باطنی بیان می‌کند و سرانجام به این درک می‌رسد که آنچه همواره در پیِ آن بوده، نه در دوردست‌ها، بلکه در نهادِ جانِ خودش نهفته است.

این اثر نمادِ بیداریِ عارفانه است که در آن پرده‌های پندار کنار می‌رود و حقیقتِ وحدتِ وجود آشکار می‌شود. شاعر با زبانی صریح و در عینِ حال ادیبانه به مخاطب یادآور می‌شود که رنجِ جستجویِ حقیقت، برخاسته از جهل و دوگانه‌انگاری است؛ چرا که حقیقت نه در بیرون، بلکه در درونِ انسان مستتر است و جدایی، تنها توهمی است که عقلِ جزئی‌نگر ایجاد کرده است.

معنای روان

زین پیش اگر دم از جنون میزده ام وانگه قدم از چرا و چون میزده ام

اگر در گذشته ادعایِ عاشقی و جنون داشتم و می‌خواستم با استدلال‌های عقلی و چرایی، به سرِ حقیقت دست یابم.

نکته ادبی: در این بیت واژگانِ «جنون» و «چرا و چون» نمادِ تقابلِ میانِ شهودِ قلبی و استدلالِ عقلی است که در این مرحله، شاعر هنوز در بندِ هر دو بوده است.

عمری بزدم این در و چون بگشادند دیدم ز درون در برون میزده ام

تمامِ عمر درِ رسیدن به حقیقت را کوبیدم، اما وقتی در گشوده شد، دریافتم که من از درون به بیرون در می‌کوبیده‌ام؛ یعنی معشوق و حقیقت، هرگز از من جدا نبوده و من در درونِ خانه‌ی او بوده‌ام.

نکته ادبی: استفاده از عبارتِ «از درون برون میزده ام» یک پارادوکسِ عرفانی است که بر یگانگیِ عاشق و معشوق و حضورِ دائمِ حقیقت در قلبِ سالک دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (تناقض) ز درون در برون میزده ام

این تعبیرِ متناقض‌نما، کلیدِ فهمِ عرفانیِ ابیات است که نشان می‌دهد سالک خود در خانه‌ی محبوب بوده و بیهوده در پیِ یافتنِ او از بیرون بوده است.

تکرار (واژگانی) میزده ام

تکرارِ این فعل در انتهایِ هر مصراع، پیوستگیِ حالتِ جستجوگر را نشان می‌دهد که گویی تمامِ عمر در حالِ تکرارِ یک خطایِ معرفتی بوده است.

استعاره در

در اینجا «در» استعاره از حجاب‌ها و موانعی است که تصورِ دوری از حق را برای انسان ایجاد می‌کند.