دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۵

مولوی
دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم بر دامن آن عهد شکن چنگ زدم
دل بر دل او نهادم از شوق وصال هم عاقبت آبگینه بر سنگ زدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه این ابیات، روایتِ دردآلودِ عاشقی است که با وجودِ پیمان‌شکنیِ معشوق، همچنان در بندِ محبتِ او گرفتار است. شاعر از تلاش‌هایِ بی‌نتیجه و فدا کردنِ آبرو برایِ وصالِ یاری می‌گوید که گویی نسبتی با وفاداری ندارد.

فضای حاکم بر این سخن، آمیخته به حسرت و ناامیدی است؛ گویی عاشق در نهایتِ خودآگاهی، می‌داند که دل‌بستن به این یارِ بی‌وفا، تنها به شکستنِ حریمِ دل و زوالِ آرامشِ او ختم می‌شود.

معنای روان

دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم بر دامن آن عهد شکن چنگ زدم

دیشب اگرچه برای رسیدن به آن یار بی‌وفا، آبروی خود را به خطر انداختم و بی‌محابا رفتار کردم، اما با این حال سعی کردم دست از دامن او که پیمان‌شکنی کرده بود، برندارم و به او متصل بمانم.

نکته ادبی: «دوش» به معنای دیشب است. ترکیب «نام بر ننگ زدن» کنایه از نادیده گرفتن آبرو و حیثیت برای رسیدن به مقصود است.

دل بر دل او نهادم از شوق وصال هم عاقبت آبگینه بر سنگ زدم

از شدت اشتیاق برای رسیدن به او، تمام قلب و احساسم را به او سپردم و عاشقانه به او دل بستم؛ اما در نهایت این کار عاقبتی جز شکستن دل من نداشت، چرا که اعتماد کردن به او مانند کوبیدن ظرف شیشه‌ای ظریف بر روی سنگی سخت بود.

نکته ادبی: «آبگینه» به معنای شیشه و نمادی از دل حساس و شکننده عاشق است. «سنگ» نماد سختی و بی‌مهریِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه نام بر ننگ زدن

اشاره به به خطر انداختن آبرو و حیثیت در راه عشق.

تمثیل و نمادپردازی آبگینه بر سنگ زدن

تمثیلِ ظرافت و شکست‌پذیریِ دل عاشق در برابر قساوت و بی‌اعتنایی معشوق.