دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۲۷

مولوی
دستارم و جبه و سرم هر سه به هم قیمت کردند به یک درم چیزی کم
نشنیدستی تو نام من در عالم من هیچکسم هیچکسم هیچکسم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه دربردارنده نگاهی رندانه و سرشار از فروتنی و استغنای طنزآمیز است که در آن، شاعر با نفی ارزش‌های مادی و اعتبارات اجتماعی، به نوعی رهایی از تعلقات دنیوی دست یافته است.

فضا، فضایی از بی‌نام‌ونشانیِ آگاهانه است؛ جایی که گوینده با کوچک‌شمردنِ تمام دارایی و حتی وجودِ خویش، از داوری‌های مردم بریده و به مرتبه‌ای از 'هیچ‌بودن' رسیده است که در آن، معیارهای رایجِ دنیا برای سنجشِ ارزشِ انسان، رنگ می‌بازد.

معنای روان

دستارم و جبه و سرم هر سه به هم قیمت کردند به یک درم چیزی کم

بیت اول: عمامه، جبه (لباس) و حتی خودِ وجود من، همگی با هم ارزش‌گذاری شدند. بیت دوم: بهای تمامی این‌ها را در کنار هم، کمتر از یک سکه ناچیز (درم) تعیین کردند.

نکته ادبی: دستار و جبه در اینجا نمادهای جایگاه اجتماعی و اعتبار ظاهری هستند که با واژه 'درم' (واحد پول ناچیز) در تقابل قرار گرفته‌اند تا پوچی ارزش‌های دنیوی را نشان دهند.

نشنیدستی تو نام من در عالم من هیچکسم هیچکسم هیچکسم

بیت اول: آیا در طول عمرت نامی از من در میان مردم شنیده‌ای؟ بیت دوم: خیر، چرا که من در این عالم هیچ‌کس هستم و هیچ نام و نشان و اعتباری ندارم.

نکته ادبی: تکرار واژه 'هیچکسم' برای تأکید بر نفی مطلق خویش و رسیدن به مرتبه فنایِ هویتی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

اغراق قیمت کردند به یک درم چیزی کم

بزرگ‌نمایی در بی‌ارزش جلوه دادن وجود انسان برای نشان دادن بی‌اعتباریِ دارایی‌های دنیوی در نزدِ گوینده.

تکرار (تکرارِ لفظ) من هیچکسم هیچکسم هیچکسم

استفاده از تکرار برای تأکیدِ بلاغی بر فروتنی، گمنامی و تهی بودن از هرگونه تفاخر.

کنایه دستارم و جبه

اشاره به لباس‌های نمادینِ شخصیت و جایگاهِ اجتماعی که با هدفِ تحقیرِ خود و نفیِ مقامِ ظاهری آورده شده است.