دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۹

مولوی
در دور سپهر و مهر ساقی مائیم سرمست مدام اشتیاقی مائیم
در آینه وجود کردیم نگاه مائیم و نمائیم که باقی مائیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حال و هوایی عرفانی و وحدت‌بینانه است که در آن شاعر به مقام یگانگی با هستی دست یافته و خود را محور عالم می‌بیند. در این فضا، تمایز میان ساقی و باده، و عاشق و معشوق از میان رفته است و شاعر در می‌یابد که تمامیِ جنبش‌های جهان هستی و گردش افلاک، تنها تجلیاتی از یک حقیقت واحد و ابدی است که در خود او نهفته است.

در واقع این اشعار دعوت به نگاهی درونی است؛ چرا که با نگریستن به آینه‌ی هستی، انسان در می‌یابد که کثرت‌های پیرامون، سایه‌هایی بیش نیستند و تنها وجودِ اصیل و باقی، همان جانِ واحدی است که در پسِ پرده‌ی پندار در همه جا جاری و ساری است.

معنای روان

در دور سپهر و مهر ساقی مائیم سرمست مدام اشتیاقی مائیم

در گردش روزگار و حرکتِ آسمان‌ها و مهر، ما خود ساقی هستیم که فیض‌رسانی می‌کنیم و همواره در مستیِ ابدیِ شوق و اشتیاقِ الهی غوطه‌وریم.

نکته ادبی: ساقی در این سیاق استعاره از مبدأ فیض و هستی‌بخشی است و سپهر و مهر نمادهای گردش ایام و نیروی عشق هستند.

در آینه وجود کردیم نگاه مائیم و نمائیم که باقی مائیم

هنگامی که به آینه‌ی هستی نگاه کردیم، دریافتیم که تنها ماییم که در صحنه‌ی گیتی حضور داریم و با این تماشا نشان دادیم که تنها حقیقتِ باقی و جاودان در این جهان، وجودِ ماست.

نکته ادبی: آینه وجود استعاره از عالم هستی است که حقایق را بازتاب می‌دهد و باقی صفتی الهی است که به معنای جاودانگی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ساقی

اشاره به مبدأ فیض و هستی‌بخشی در جهان هستی.

تمثیل آینه وجود

نماد عالم هستی که حقیقتِ هستی‌بخش را در خود بازتاب می‌دهد.

جناس اشتقاقی مائیم و نمائیم

بهره‌گیری از شباهت لفظی دو واژه برای تأکید بر وحدت وجود و خودنماییِ حقیقت.