دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۱۷

مولوی
در بحر خیال غرقهٔ گردابم نی بلکه به بحر میکشد سیلابم
ای دیده نمی خواب من بندهٔ آنک در خواب بدانست که من در خوابم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر آشفتگی درونی و غوطه‌وری شاعر در دریای اوهام و اندیشه‌های گوناگون است، به‌گونه‌ای که مرز میان حقیقت و خیال برای او محو شده و خود را در تلاطمی ناگزیر اسیر می‌بیند. شاعر در پیِ آگاهی از حقیقت، به کسی اشاره می‌کند که به هوشیاری او در این عالمِ رویاگونه پی برده و به ماهیتِ غفلت‌آلودِ زندگی او واقف است.

معنای روان

در بحر خیال غرقهٔ گردابم نی بلکه به بحر میکشد سیلابم

من در دریای خیال، گرفتارِ گردابی سهمگین شده‌ام؛ نه، بلکه فراتر از آن، سیلابی خروشان مرا با قدرت به سوی خود می‌کشد و در کامِ خویش فرو می‌برد.

نکته ادبی: واژه‌ی 'بحر' استعاره از ذهن و دنیایِ خیال است و واژگانِ 'گرداب' و 'سیلاب' نمادهایی برای نشان دادنِ شدتِ آشفتگی و هجومِ افکارند.

ای دیده نمی خواب من بندهٔ آنک در خواب بدانست که من در خوابم

ای چشمی که از بی‌خوابی و بیداریِ ممتد خسته نمی‌شوی، من ارادت‌مندِ کسی هستم که در عالمِ رویا و بصیرت، حقیقت را دریافت و دانست که من نیز در خوابِ غفلت به سر می‌برم.

نکته ادبی: واژه 'خواب' در این بیت ایهام دارد؛ هم به معنایِ خوابِ شبانه و هم به معنایِ استعاره‌ای برایِ غفلت و بی‌خبری از حقیقتِ هستی.

آرایه‌های ادبی

استعاره بحر خیال

تشبیه ذهن و اندیشه به دریایی متلاطم و بی‌پایان.

پارادوکس در خواب بدانست که من در خوابم

اشاره به بیداریِ معنوی در عینِ قرار داشتن در عالمِ غفلت و رویا.

تصویرسازی گرداب و سیلاب

استفاده از عناصر طبیعت برای بازنمایی شدتِ تلاطم و درماندگی در افکار.