دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۰۱

مولوی
تا کاسهٔ دوغ خویش باشد پیشم والله که به انگبین کس نندیشم
ور بی برگی به مرگ مالد گوشم آزادی را به بندگی نفروشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده بیانگر روحیه قناعت، عزت‌نفس و آزادگی در برابر ناملایمات روزگار است. شاعر در این قطعه، برتریِ داراییِ اندکِ حاصل از دسترنج شخصی را بر نعمت‌های فراوانِ حاصل از وابستگی و تملقِ دیگران تبیین می‌کند.

درون‌مایه اصلی اثر، ستایش آزادگی و بیزاری از بندگی است؛ گویی شاعر فقر و تنگدستی را با حفظ شرافت، به مراتب برتر از تن‌دادن به ذلت و اسارت در برابر دیگران برای رسیدن به رفاه می‌داند.

معنای روان

تا کاسهٔ دوغ خویش باشد پیشم والله که به انگبین کس نندیشم

تا زمانی که از دارایی اندک و ساده‌ی خودم بهره‌مند باشم، به خدا سوگند که هیچ میل و طمعی به نعمت‌ها و لذت‌های گران‌بهای دیگران ندارم.

نکته ادبی: واژه «انگبین» در اینجا استعاره از تجملات و نعمت‌های دنیوی است که از جانب غیر حاصل می‌شود و در مقابل «دوغ» که نماد داراییِ اندکِ شخصی و خودساخته است، قرار گرفته است.

ور بی برگی به مرگ مالد گوشم آزادی را به بندگی نفروشم

حتی اگر فقر و تهیدستی مرا به چنان سختی بکشاند که در آستانه مرگ قرار گیرم، حاضر نیستم آزادی و آزادگی خود را با تن دادن به بندگی دیگران معاوضه کنم.

نکته ادبی: «بی‌برگی» کنایه از فقر و نداشتن امکانات است و ترکیب «به گوش مالیدن» در اینجا استعاره‌ای است از فشار آوردنِ روزگار یا سختی کشیدن.

آرایه‌های ادبی

تضاد دوغ و انگبین

تقابل میان نماد سادگی و قناعت (دوغ) با نماد تجمل و رفاه غیرمستقیم (انگبین) برای نشان دادن اولویت عزت نفس.

کنایه بی‌برگی

کنایه از فقر، نداشتنِ توش و توان و تهیدستی.

کنایه به گوش مالیدن

کنایه از فشار آوردنِ سختی‌ها و رسیدن به نقطه عسرت و سختی.