دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶

مولوی
بیگانه مگیرید مرا زین کویم در کوی شما خانهٔ خود می جویم
دشمن نیم ارچند که دشمن رویم اصلم ترکست اگرچه هندی گویم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانی شورانگیز و لطیف از وحدت و یگانگی روح انسانی، فارغ از ظواهر و زبان و نژاد است. گوینده با لحنی آکنده از صمیمیت و الفت، بر پیوند عمیق جان‌ها تأکید می‌کند و از مخاطبان می‌خواهد که تفاوت‌های سطحی و اعتباری را مانع دیدن حقیقتِ قلبی ندانند.

فضای حاکم بر این سخن، دعوت به شناخت باطن و گذشتن از صورت‌هایِ ظاهری است؛ جایی که زبانِ گفتار، تنها وسیله‌ای برای بیان حقیقت است، نه مرزی برای جدایی و بیگانگی.

معنای روان

بیگانه مگیرید مرا زین کویم در کوی شما خانهٔ خود می جویم

مرا در این کوی و محله، غریبه و بیگانه تصور نکنید؛ چرا که من در همین محله‌ای که شما در آن حضور دارید، به دنبال وطن و جایگاه اصلی خود می‌گردم.

نکته ادبی: واژه «کوی» در اینجا استعاره از منزلگاهِ جان یا مقامِ معنوی است که در آن، حقیقتِ واحد میانِ انسان‌ها جاری است.

دشمن نیم ارچند که دشمن رویم اصلم ترکست اگرچه هندی گویم

اگرچه چهره و ظاهرِ من ممکن است شبیه به دشمنان باشد، اما در واقع دشمن نیستم. حقیقتِ وجودیِ من از عالم معنا (ترک) است، حتی اگر به زبانِ عالمِ صورت و مادیات (هندی) سخن می‌گویم.

نکته ادبی: در متون عرفانی، «ترک» نمادِ زیباییِ مطلق و اصلِ روحانی، و «هندی» نمادِ تعلقاتِ عالمِ ماده و صورت‌هایِ زودگذر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کوی

اشاره به جایگاهِ روحانی و مقصدِ متعالی که در آن وحدت و یگانگیِ جان‌ها تجربه می‌شود.

تضاد ترک و هندی / دشمن و دوست

تقابل میان دو دنیای متفاوت (معنا و صورت) برای تأکید بر اینکه ظاهرِ فرد نباید ملاکِ قضاوت در موردِ نیتِ درونی او باشد.

تناقض‌نما (پارادوکس) دشمن‌روی

بیانِ ظاهری که به دشمن می‌ماند، اما با حقیقتِ وجودیِ گوینده که دوستدارِ مخاطب است، در تضاد است.