دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۸۳

مولوی
بیدف بر ما میا که ما در سوریم برخیز و دهل بزن که ما منصوریم
مستیم نه مست بادهٔ انگوریم از هرچه خیال کرده ای ما دوریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام در وصف حالِ عارفِ شوریده‌ای است که از بندِ تعلقات دنیوی و منطقِ رایجِ ذهنی رها شده و به سروری درونی دست یافته است. فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از شادیِ معنوی، آزادیِ بی‌پایان و نفیِ درگیری‌های خاکی است؛ به گونه‌ای که عارف با اعتماد به نفسی برخاسته از اتّصال به حقیقت، خود را فراتر از پندارها و محدودیت‌های بشری می‌بیند.

شاعر در اینجا با لحنی حماسی و شورانگیز، دعوت به پایکوبی و شادی می‌کند، چرا که روحِ او در حالِ تجربه عروجی است که شایسته‌یِ ساحتِ قدسیِ جان است؛ او دیگر درگیرِ «منِ» کوچک و اندیشه‌های محدودِ دنیوی نیست و در فضایِ بی‌کرانِ حقیقتِ مطلق، مست و مدهوش است.

معنای روان

بیدف بر ما میا که ما در سوریم برخیز و دهل بزن که ما منصوریم

با حالتِ اندوه و عزاداری به سراغ ما نیا، چرا که ما در اوجِ جشن و سرورِ معنوی هستیم. برخیز و با طبلِ شادی، فریاد بزن و اعلام کن که ما همچون منصورِ حلاج به حق رسیده‌ایم و از قید و بند رها شده‌ایم.

نکته ادبی: بیدف نمادِ عزا و دوری از شور و نشاط است. منصور اشاره به منصور حلاج است که مظهرِ فدا شدن در راهِ حقیقت است.

مستیم نه مست بادهٔ انگوریم از هرچه خیال کرده ای ما دوریم

مستیِ ما از شرابِ انگور و نشئه‌یِ دنیوی نیست؛ ما از شرابِ معرفت و عشقِ الهی سرمستیم. ما از تمامِ آن تصورات و خیالاتی که تو از ما داری یا با عقلِ محدودِ خود برای ما ساخته‌ای، بسیار فراتریم.

نکته ادبی: باده انگور استعاره از لذت‌های ناپایدار و مادی است که در برابرِ مستیِ معنوی، بی‌ارزش دانسته شده است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح منصوریم

اشاره به داستان و سرنوشتِ منصورِ حلاج که نمادِ عشقِ خالص و فانی شدن در حق است.

استعاره مستیم

مستی در اینجا نه به معنایِ غفلتِ حاصل از شراب، بلکه به معنایِ بی‌خودی و از خود رستگی در راهِ عشقِ الهی است.

تضاد و نفی نه مست بادهٔ انگوریم

نفیِ مستیِ مادی برای تأکید بر برتریِ مستیِ معنوی و روحانی.