دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۹

مولوی
بر میکده وقف است دلم سرمستم جان نیز سبیل جام می کردستم
چون جان و دلم همی نمی پیوستند آن هر دو بوی دادم از غم رستم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در فضای عرفانی سروده شده‌اند که در آن شاعر با زبانی نمادین از دست شستن از تعلقات دنیوی و سپردن جان و دل به ساحت عشق سخن می‌گوید. میکده نماد جایگاه تجلی حقیقت و می نماد عشق الهی است که عارف برای رسیدن به رهایی، تمام هستی خود را وقف آن می‌کند.

هدف اصلی شاعر رسیدن به آرامش و رهایی از بند غم است. او با این استدلال که قلب و روحش در مسیر یگانگی با یکدیگر هماهنگ نبودند، با بخشیدن و فدا کردن این دو در راه عشق، موفق شده است از زندان اندوه و کشمکش‌های درونی نجات یابد.

معنای روان

بر میکده وقف است دلم سرمستم جان نیز سبیل جام می کردستم

جان خود را نیز در راهِ جامِ شرابِ عشق تقدیم کرده‌ام.

نکته ادبی: سبیل در اینجا به معنای راه و تقدیم کردن چیزی در راه خدا یا هدفی مقدس است.

چون جان و دلم همی نمی پیوستند آن هر دو بوی دادم از غم رستم

هر دو را در راه عشق فدا کردم و با این کار از بندِ اندوه رهایی یافتم.

نکته ادبی: بوی دادن در اینجا کنایه از بخشیدن یا رها کردن است و رستم به معنای رهایی یافتن است، نه اشاره به نام پهلوان اسطوره‌ای.

آرایه‌های ادبی

کنایه بوی دادن

به معنای بخشیدن، هدیه کردن و رها کردن چیزی در راهی است.

استعاره میکده

نمادی از محفل عاشقان یا جایگاه تجلی حقیقت و حق است.

واج‌آرایی بر میکده وقف است دلم سرمستم

تکرار حروف س و م، موسیقی درونی ویژه‌ای ایجاد کرده که فضای مستی و شوریدگی را القا می‌کند.