دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۶

مولوی
بر بوی وفا دست زنانت باشم در وقت جفا دست گرانت باشم
با این همه اندیشه کنانت باشم تا حکم تو چیست آنچنانت باشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اوجِ تسلیم و ارادت عاشق به معشوق است. در این فضا، عاشق فارغ از رفتارهای معشوق، چه وفا باشد و چه جفا، تعهد خود را حفظ می‌کند و خود را مطیع محضِ فرمان معشوق می‌داند.

تم اصلی این کلام، ایستادگی در عشق و نفیِ خودخواهی است، به گونه‌ای که عاشق تنها دغدغه‌اش کسبِ رضایتِ معشوق است و در انتظارِ دستورات اوست تا رفتارِ خود را با خواستِ او هماهنگ کند.

معنای روان

بر بوی وفا دست زنانت باشم در وقت جفا دست گرانت باشم

به امیدِ رسیدن به وفاداری تو، شادمان و همراهت هستم و در هنگامه‌ای که با من به بی‌مهری و جفا رفتار می‌کنی، باوقار و استوار در کنارت می‌مانم.

نکته ادبی: ترکیب 'بر بوی' به معنای به امیدِ چیزی است. 'دست‌زنان' کنایه از شادی و پایکوبی است و 'دست گران' کنایه از صبوری و وقار و استواری در برابر ناملایمات است.

با این همه اندیشه کنانت باشم تا حکم تو چیست آنچنانت باشم

با وجود تمامِ این حالات، پیوسته در اندیشه تو و مراقب احوالت هستم تا ببینم فرمان تو چیست و دقیقاً همان‌گونه که تو می‌خواهی برایت رفتار کنم.

نکته ادبی: عبارت 'اندیشه‌کنانت باشم' به معنای پیوسته در فکر تو بودن است. تکرار 'آنچنانت' در پایان بیت نشان‌دهنده پذیرشِ کاملِ خواستِ معشوق و تسلیم بودنِ عاشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه بر بوی وفا

به امید رسیدن به وفا؛ استعاره‌ای است که در ادبیات کلاسیک برای بیانِ اشتیاق استفاده می‌شود.

کنایه دست‌زنان

کنایه از شادی و پایکوبی و همراهی پرشور.

تضاد (طباق) وفا و جفا

دو مفهوم متضاد که برای نشان دادن پایداری عاشق در هر دو حالت به کار رفته است.