دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۵

مولوی
بر بوی تو هر کجا گلی دیدستم بوئیدستم سرشک باریدستم
در هر چمنی که دیده ام سروی را بر یاد قد تو پاش بوسیدستم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شدت اشتیاق و دلبستگی عمیق عاشق به معشوق است که در جای‌جای طبیعت، نشان و یادی از او می‌بیند. شاعر چنان در یاد معشوق غرق است که زیبایی‌های طبیعت، همچون گل و سرو، برای او تنها تداعی‌کننده ویژگی‌های معشوق بوده و او را به گریه وامی‌دارد.

در این فضا، عالم طبیعت آینه‌ای است که تصویر معشوق را بازمی‌تاباند و عاشق در مواجهه با هر نماد زیبایی در جهان پیرامون، به جای لذت صرف، به یاد یار می‌افتد و با ابراز ارادت و احساسات پاک، رنج دوری را با دیدن مظاهر زیبایی معشوق در طبیعت، تسلی می‌بخشد.

معنای روان

بر بوی تو هر کجا گلی دیدستم بوئیدستم سرشک باریدستم

در اشتیاق رسیدن به عطر حضور تو، هر جا گلی دیده‌ام، آن را بوییده‌ام و با یاد تو اشک از چشمانم جاری شده است.

نکته ادبی: بر بوی در اینجا به معنای به امید رسیدن به بو یا به یاد است. سرشک کلمه‌ای کهن به معنای اشک است و باریدستم اشاره به شدت گریستن دارد.

در هر چمنی که دیده ام سروی را بر یاد قد تو پاش بوسیدستم

در هر باغ و چمنی که قامت بلند سروی را دیده‌ام، به یاد قامت موزون و زیبای تو، پای آن سرو را بوسیده‌ام.

نکته ادبی: تشبیه قد معشوق به سرو از دیرباز در ادبیات فارسی نماد زیبایی و رعنایی است و پا بوسیدن کنایه از غایت تواضع و عشق‌ورزی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سروی را / قد تو

تشبیه قد معشوق به درخت سرو که نماد راستی، بلندی و زیبایی در ادبیات فارسی است.

کنایه پاش بوسیدستم

کنایه از نهایت فروتنی، عشق و احترام قلبی عاشق به معشوق که آن را بر پای سرو نمادین پیاده می‌کند.