دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۷۲

مولوی
بالای سر ار دست زند دو دستم ای دلبر من عیب مکن سرمستم
از چنبرهٔ زمانه بیرون جستم وز نیک و بد و سود و زیان وارستم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حال خوش و بی‌خیالی عارفانه‌ای است که در آن، سالک طریق عشق، فارغ از تهدیدهای دنیوی و قید و بندهای زمانی، به آرامشی درونی دست یافته است. شاعر در این قطعه، خود را مسافر وادی رهایی معرفی می‌کند که دیگر هراسی از ملامت دیگران یا سختی‌های روزگار ندارد.

مضمون اصلی، گذار از دلبستگی‌های دنیوی و رسیدن به مرتبه‌ای است که در آن، مفاهیم متضادی چون سود و زیان یا نیک و بد، اعتبار خود را از دست داده‌اند. این رهایی، ناشی از مستی حقیقت و عشق است که فرد را از دایره تنگ زمان و مکان فراتر می‌برد.

معنای روان

بالای سر ار دست زند دو دستم ای دلبر من عیب مکن سرمستم

اگر کسی بر سر من دست بلند کند و قصد آزارم را داشته باشد، ای معشوق من، مرا به خاطر این مستی درونی‌ام سرزنش نکن، زیرا من غرق در عشق تو هستم و این تهدیدها در برابر حال خوش من بی‌اثر است.

نکته ادبی: ار مخفف اگر است. سرمست در اینجا کنایه از شوریدگی و جذبه عرفانی است و به معنای مستی حاصل از نوشیدنی نیست.

از چنبرهٔ زمانه بیرون جستم وز نیک و بد و سود و زیان وارستم

من از محدودیت‌ها و چرخه‌ی تکراری روزگار پر از رنج، خود را بیرون کشیده‌ام و از بند تمامی دوگانگی‌های دنیوی، مانند خوب و بد یا سود و زیان که همواره مایه‌ی نگرانی آدمیان است، آزاد شده‌ام.

نکته ادبی: چنبره در اینجا استعاره از قفس و حصاری است که زمانه برای انسان می‌سازد. وارستن به معنای آزاد شدن و رها گشتن از وابستگی‌های نفسانی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سرمستم

اشاره به غرق شدن در وجد و حال عرفانی و بی‌توجهی به محیط پیرامون.

استعاره چنبرهٔ زمانه

تشبیه زمانه به دامی تنگ و حلقه‌مانند که انسان را محدود می‌کند.

تضاد و مراعات نظیر نیک و بد، سود و زیان

استفاده از واژگان متضاد برای نشان دادن رهایی عارف از قضاوت‌های دوگانه دنیوی.