دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۵

مولوی
این گردش را ز جان خود دزدیدم پیش از قالب به جان چنین گردیدم
گویند مرا صبر و سکون اولیتر این صبر و سکون را به شما بخشیدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این کلام، شاعر از جایگاه روح متعالی و آزادی‌خواه خود سخن می‌گوید که فراتر از چارچوب‌های جسمانی و توصیه‌های رایج به آرامش و سکون، به پویایی و تحولِ ازلی دست یافته است. متن به دنبالِ ترسیمِ شخصیتی است که پیش از تولدِ جسمانی، سرشتی پویا و بی‌قرار داشته و قیدوبندهای عقلِ مصلحت‌اندیشِ دیگران را برنمی‌تابد.

مضمون اصلی، تقابلِ میانِ ایستاییِ مطلوبِ عوام (صبر و سکون) و پویاییِ عارفانه یا وجودیِ شاعر است. او این صفاتِ محدودکننده را که دیگران برایش تجویز می‌کنند، به خودِ آنان وامی‌گذارد و خود را در عالمی دیگر، فارغ از بندهای مادی و رفتاری می‌بیند.

معنای روان

این گردش را ز جان خود دزدیدم پیش از قالب به جان چنین گردیدم

این پویایی و گردشِ درونی را از عمقِ جانِ خویش به دست آوردم؛ چرا که پیش از آنکه این کالبدِ مادی (بدن) ساخته شود، من در عالمِ ارواح، به همین‌گونه در سیر و تحول بودم.

نکته ادبی: واژه «قالب» استعاره از تن و جسم انسان است و «گردش» در اینجا نه به معنای فیزیکی، بلکه به معنای سیرِ کمالی و حرکتِ جوهری روح است. فعل «دزدیدم» در اینجا کنایه از یافتن و ربودنِ حقیقتی است که در دسترس همگان نیست.

گویند مرا صبر و سکون اولیتر این صبر و سکون را به شما بخشیدم

دیگران همواره مرا پند می‌دهند که صبوری و آرامش برایت بهتر است؛ اما من این صفات (صبر و سکون) را که برایتان ارزشمند است، به خودِ شما می‌بخشم و از آن‌ها عبور کرده‌ام.

نکته ادبی: «اولیتر» تفضیل به معنای شایسته‌تر و بهتر است. «صبر و سکون» به عنوان نمادِ انفعال و پذیرشِ شرایطِ موجود، در برابرِ پویاییِ نهفته در بیتِ پیشین قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه گردش

اشاره به سیرِ کمالی و پویاییِ روح که در اینجا به صورتی نمادین به کار رفته است.

تضاد (طباق) گردش در برابر صبر و سکون

تقابل میان حرکتِ پویا و بی‌قراریِ عارفانه با سکون و آرامشِ ظاهری که نشان‌دهنده تضاد درونیِ شاعر با عرفِ رایج است.

مجاز و کنایه قالب

اشاره به بدن و جسم مادی که روح را در خود محبوس کرده است.