دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۶۴

مولوی
ای نرگس پر خواب ربودی خوابم وی لالهٔ سیراب ببردی آبم
ای سنبل پرتاب ز تو درتابم ای گوهر کمیاب ترا کی یابم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در قالب یک مناجات عاشقانه و پرشور سروده شده‌اند که در آن شاعر با استفاده از تشبیهات طبیعت‌گرایانه و بهره‌گیری از ویژگی‌های ظاهری معشوق، به توصیف حال‌ و هوای درونی خود می‌پردازد.

درونمایه اصلی اثر، بی‌تابی عاشق در برابر زیبایی خیره‌کننده و دست‌نیافتنی معشوق است که منجر به سلب آرامش و طراوت از زندگی عاشق شده است.

معنای روان

ای نرگس پر خواب ربودی خوابم وی لالهٔ سیراب ببردی آبم

ای کسی که چشمانت به مانند گل نرگس، خمار و خواب‌آلود است، خواب و آرامش را از من گرفته‌ای و ای که چهره‌ات چون لاله تازه و شاداب است، طراوت و سرزندگی را از من ربوده‌ای.

نکته ادبی: نرگس استعاره از چشم خمار و لاله استعاره از گونه سرخ و شاداب است. واژه آب در مصرع دوم ایهام دارد؛ هم به معنای لغوی و هم به معنای طراوت و آبرو.

ای سنبل پرتاب ز تو درتابم ای گوهر کمیاب ترا کی یابم

ای کسی که گیسوانت مانند گل سنبل پیچ‌درپیچ و پرتاب است، به خاطر عشق تو در رنج و بی‌تابی هستم؛ ای محبوب که مانند گوهری بسیار ارزشمند و کمیاب هستی، چه زمان به تو دست خواهم یافت؟

نکته ادبی: سنبل استعاره از گیسوان بلند و پرپیچ‌ و خم است. درتابم به معنای در اضطراب و آشفتگی بودن به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نرگس، لاله، سنبل، گوهر

شاعر برای توصیف اجزای چهره و شخصیت معشوق از عناصر طبیعت و اشیای گرانبها بهره برده است.

ایهام آبم

اشاره به دو معنای آب (مایع حیات) و آبرو یا طراوت و شادابی که کنایه از سلب زندگی و نشاط است.

جناس پرتاب و درتابم

هم‌خوانی آوایی واژگان که بر شدت آشفتگی و بی‌قراری عاشق تأکید دارد.