دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۰
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات با زبانی گلایهآمیز و دلسوزانه، وضعیتِ روحیِ انسانِ غافل را به تصویر میکشند که به جای بهرهمندی از زیباییهای اصیل و معنوی، خود را سرگرمِ امورِ ناچیز و بیارزش کرده است. شاعر در این قطعه، نوعی ناتوانی و اندوه را ابراز میکند که از تماشایِ کوریِ باطنیِ دل نشأت میگیرد، چرا که عالم از نورِ حقیقت لبریز است اما دیدگانِ دل، حجابگرفتهاند.
معنای روان
ای دل، اگر به خاطر چیزی بیارزش (خس) متوقف شوی و یا از بوستانِ کمال، گلِ حقیقت را نچینی، من چارهای ندارم.
نکته ادبی: خس به معنای خار و خاشاک است که در اینجا نمادی از امور ناپایدار و بیارزش دنیوی است.
تمامِ جهان از زیباییِ او درخشان است، اما تو دیدهی بصیرت نداری که آن را ببینی؛ از دستِ من کاری برنمیآید.
نکته ادبی: دیده در اینجا به معنای چشمِ ظاهری نیست، بلکه اشاره به بصیرت و بینشِ درونی دارد که لازمهی درکِ حقایق است.
آرایههای ادبی
خس استعاره از امور ناچیز و بیارزش دنیوی است که مانعِ رشدِ انسان میشود.
تضاد میان خس (نماد پستی) و گل (نماد زیبایی و کمال) برای تأکید بر اشتباهِ دل در انتخاب.
دیده (چشم) مجاز از بینش و بصیرتِ قلبی است که حقیقت را میبیند.