دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۶

مولوی
ای از تو برون ز خانه ها جای دلم وی تلخی رنجهات حلوای دلم
ما را ز غمت شکایتی نیست ولیک خوش آیدم آنکه بشنوی وای دلم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شوریدگی عاشقانه و تسلیم محض عاشق در برابر معشوق است. شاعر در فضایی عرفانی و عاطفی، رنج و اندوهی را که از جانب معشوق به او می‌رسد، نه تنها به عنوان باری گران نمی‌بیند، بلکه آن را عینِ شیرینی و حلاوت می‌شمارد.

در این سروده‌ها، دل‌بستگی تا حدی است که آرامش و قرار از عاشق سلب شده و کالبدِ تن، دیگر جایگاهی برای جانِ بی‌قرارِ او نیست. هدفِ نهایی عاشق، رهایی از رنج نیست، بلکه رسیدن به نگاهِ معشوق و شنیده شدنِ ناله‌های اوست که خودِ این شنیده شدن، مرهمی بر زخم‌هایش است.

معنای روان

ای از تو برون ز خانه ها جای دلم وی تلخی رنجهات حلوای دلم

ای کسی که به واسطه‌ی تو، قلب من از قفسِ تن (خانه) بیرون پریده و آرام و قرار ندارد؛ ای کسی که تلخیِ رنج و دردی که تو بر من روا می‌داری، برای جانِ من شیرین‌تر از هر شیرینی است.

نکته ادبی: ترکیب «حلوای دلم» اضافه تشبیهی است که نشان‌دهنده استحاله درد به لذت در نگرش عاشقانه است.

ما را ز غمت شکایتی نیست ولیک خوش آیدم آنکه بشنوی وای دلم

من از غم و اندوهی که تو به من داده‌ای، شکایتی به درگاهت ندارم؛ اما تنها آرزو و دلخوشی‌ام این است که تو صدای ناله و دردِ دلِ مرا بشنوی و از رنجِ من آگاه شوی.

نکته ادبی: «وایِ دلم» در اینجا نمادِ ناله‌ی عاشقانه و نشانه‌ی استغاثه برای جلبِ توجه معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (پارادوکس) تلخی رنجهات حلوای دلم

شاعر تلخیِ رنج را که ذاتا ناگوار است، به شیرینی (حلوا) تشبیه کرده تا اوجِ لذت بردن از دردِ عشق را نشان دهد.

مبالغه برون ز خانه ها جای دلم

اشاره به بی‌قراریِ شدید که باعث شده دل، گنجایشِ بودن در سینه را نداشته باشد.

مجاز خانه

مجاز از کالبد و سینه که جایگاه دل است.