دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۵۵
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات بیانگر شدت رنج عاشقانه و وفاداری بیقید و شرط عاشق است که حتی رنجهای ناشی از عشق را به عنوان سرمایهای ارزشمند تا روز رستاخیز با خود حمل میکند. فضای حاکم بر شعر، فضایی است که در آن عشق بر منطق عدل و دادخواهی پیشی میگیرد.
شاعر در این ابیات، صحنهی هولناک قیامت را به میدانی برای نمایشِ حیرت و بیقراری عاشق تبدیل کرده است؛ جایی که حتی در هنگام حساب و کتاب و دادخواهی، عاشق تنها در پی دیدار معشوق است و نگاهش از او باز نمیماند.
معنای روان
به دلیل عشقی که به تو میورزم، ناچارم رنج و اندوه عمیقی را تحمل کنم؛ من این بارِ ستمی را که از رفتار تو بر دلم نشسته است، تا روز قیامت نزد خود نگاه میدارم تا در آنجا دادخواهی کنم.
نکته ادبی: عبارت «خون جگر خوردن» کنایه از تحمل غم و غصهی بسیار و رنجکشیدن است و «مظلمه» به معنای حقخواهی بابت ستمی است که به کسی روا شده است.
در روز رستاخیز که همه حقایق آشکار میشود، اگر تو بخواهی ادعای خونخواهی کنی یا مرا به خاطرِ این عشق مورد بازخواست قرار دهی، من چنان مبهوت زیبایی تو خواهم بود که جز به چهرهی تو به چیز دیگری نخواهم نگریست.
نکته ادبی: «فردا» در ادبیات کلاسیک نماد روز قیامت و رستاخیز است و «خون طلبیدن» به معنای ادعای قصاص و دادخواهی در دادگاه عدل الهی است.
آرایههای ادبی
اشاره به تحمل رنج و غم فراوان در راه عشق.
استفاده از واژه فردا برای اشاره به روز قیامت و زمان بازخواست نهایی.
تقابل میان فضای پر تنش دادخواهی در قیامت و بیتفاوتی عاشق به این تنش به دلیل غرق شدن در زیبایی معشوق.