دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۴

مولوی
انگورم و در زیر لگد می گردم هر سوی که عشق می کشد می گردم
گفتیکه به گرد من چرا می گرد گرد تو نیم به گرد خود می گردم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری عمیق و عرفانی از وضعیت عاشق در راه سلوک و تعالی ارائه می‌دهند. شاعر خود را به انگوری تشبیه می‌کند که برای رسیدن به کمال و تبدیل شدن به شرابِ آگاهی، باید در زیر فشارهای سختِ زندگی و عشق له شود؛ در این مسیر، او اراده‌ای جز خواستِ عشق ندارد و تسلیمِ مطلق است.

در بخش دوم، شاعر با پاسخ به پرسشی درونی، پرده از حقیقتی مهم برمی‌دارد: طوافِ عاشق گردِ معشوق، در نهایت بازگشت به خویشتنِ خویش و کشفِ حقیقتِ نهفته در وجودِ خود است. این ابیات بیانگرِ گذر از منِ کوچک برای رسیدن به منِ حقیقی است که در قالبِ چرخش و پویایی تصویر شده است.

معنای روان

انگورم و در زیر لگد می گردم هر سوی که عشق می کشد می گردم

من به مثابه انگوری هستم که در فرایند رسیدن به کمال، زیر فشارهای سختِ روزگار له می‌شوم و مدام در حال دگرگونی‌ام؛ همواره به هر سو که عشقِ حقیقی مرا هدایت کند، تسلیم‌وار حرکت می‌کنم.

نکته ادبی: «انگور» نمادِ جانِ مشتاقی است که برای تصفیه و رسیدن به مرتبه والاتر (شراب شدن)، باید رنج و فشار (لگد خوردن) را تاب بیاورد تا شیره وجودش استخراج شود.

گفتیکه به گرد من چرا می گرد گرد تو نیم به گرد خود می گردم

از من پرسیدی که چرا گرداگردِ تو می‌گردم؟ پاسخ این است که من بر محورِ تو به صورتِ جداگانه طواف نمی‌کنم، بلکه در مسیرِ خودشناسی و کشفِ حقیقتِ وجودیِ خویش در حالِ چرخش و جستجو هستم.

نکته ادبی: «گردِ خود گشتن» استعاره‌ای از سیر در آفاق و انفس و بازگشت به خود برای شناختِ حقیقت است؛ به این معنا که عاشق در نهایت درمی‌یابد که معشوق، همان حقیقتِ پنهان در وجودِ خودِ اوست.

آرایه‌های ادبی

استعاره انگور

تشبیه جانِ عاشق به انگوری که برای شراب شدن نیاز به تحمل رنج دارد.

پارادوکس (متناقض‌نما) گرد تو نیم به گرد خود می گردم

ادعایِ طواف نکردنِ معشوق در عینِ طوافِ او، که بیانگرِ وحدتِ عاشق و معشوق در پایانِ سفرِ عرفانی است.

تکرار گرد می گردم

تکرار واژه «گرد» بر چرخشِ مدام، بی‌قراری و پویاییِ مستمرِ عاشق تأکید می‌کند.