دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۵۰

مولوی
امشب که مه عشق تمامست تمام دلدار فرو کرده سر از گوشهٔ بام
امشب شب یاد است و سجود است و قیام چون باده و می خواب حرامست حرام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی عرفانی و معنوی را ترسیم می‌کنند که در آن شاعر، شبی را توصیف می‌کند که سرشار از حضور پروردگار و زیبایی‌های معنوی است. در این ساحت، جهان مادی و دلبستگی‌های دنیوی رنگ می‌بازند و جای خود را به نیایش، یاد حق و مراقبه می‌دهند.

این فضا نشان‌دهنده نوعی بیداریِ روحی است که در آن، نگاهِ معشوق بر سالک می‌افتد و او را از خواب غفلت بیدار می‌سازد و وی را به سوی طاعتی خالصانه فرا می‌خواند.

معنای روان

امشب که مه عشق تمامست تمام دلدار فرو کرده سر از گوشهٔ بام

امشب که ماهِ تابانِ عشق در اوجِ کمال و زیبایی خویش است، محبوبِ حقیقی از بلندایِ جایگاهِ رفیعِ خود، نظری به ما افکنده و چهره‌یِ نورانی‌اش را نمایان ساخته است.

نکته ادبی: ترکیبِ 'مه عشق' اضافه تشبیهی است. تکرارِ 'تمام' برای تأکید بر کمالِ ظهورِ معشوق به کار رفته است.

امشب شب یاد است و سجود است و قیام چون باده و می خواب حرامست حرام

این شب، زمانِ خاصی برایِ ذکر و یادِ حق، به خاک افتادن و به پا خاستن در نماز و نیایش است؛ بنابراین، هرگونه سرگرمیِ دنیوی مانند شراب و حتی خوابِ غفلت، در این لحظاتِ مقدس، به کلی ناپسند و ممنوع است.

نکته ادبی: تکرارِ 'حرامست حرام' به منظورِ شدت بخشیدن به ممنوعیتِ دلبستگی‌هایِ مادی در برابرِ فضایِ معنوی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مه عشق

تشبیه عشق و جلوه معشوق به ماهِ تابان که کنایه از زیباییِ مطلق است.

تکرار تأکیدی تمامست تمام / حرامست حرام

تکرارِ واژگان در پایانِ مصراع‌ها برای تأکید بر قطعیت و کمالِ یک حالت یا حکم.

نمادگرایی باده و می

نمادِ غفلت و خوش‌گذرانی‌هایِ مادی که مانعِ رسیدن به حقیقتِ معنوی است.