دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۸

مولوی
امشب که شراب جان مدامست مدام ساقی شه و باده با قوامست قوام
اسباب طرب جمله تمامست تمام ای زنده دلان خواب حرامست حرام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی سرشار از شور و شعف معنوی و عرفانی را ترسیم می‌کنند که در آن سالک با جان و دل به سوی حق فراخوانده می‌شود. شاعر در این فضای روحانی، لحظه‌ی حضور و پیوند با محبوب را ستوده و با بهره‌گیری از نمادهای میخانه‌ای (مانند ساقی و شراب)، وضعیت کمالِ معرفت و جذبه‌ی الهی را به تصویر می‌کشد.

پیام اصلی در دعوتِ بیداردلان به هشیاری است؛ چرا که وقتی همه‌ی شرایط برای درکِ حقیقت و نوشیدن از جامِ معرفت فراهم است، هرگونه غفلت و روی‌گردانی از این ضیافتِ روحانی، شایسته‌ی عارف نیست.

معنای روان

امشب که شراب جان مدامست مدام ساقی شه و باده با قوامست قوام

امشب که شرابِ حیات‌بخش به‌طور پیوسته در جریان است و ساقی ما پادشاه و باده‌مان از هر حیث کامل و بی‌نقص مهیاست.

نکته ادبی: تکرارِ 'مدام' برای تأکید بر استمرارِ فیض است و 'شراب جان' استعاره از معرفت و عشق الهی است.

اسباب طرب جمله تمامست تمام ای زنده دلان خواب حرامست حرام

همه وسایل و شرایط برای شادی و سرور معنوی به‌طور کامل فراهم است، پس ای کسانی که دارای دل‌های زنده و بیدارید، غفلت و خواب در این لحظات بر شما جایز نیست.

نکته ادبی: واژه 'زنده دلان' کنایه از عارفان و سالکانِ بیدار است که از غفلت دوری می‌کنند و 'خواب' در اینجا نماد غفلت و بی‌خبری از حضور حق است.

آرایه‌های ادبی

تکرار مدامست مدام / قوامست قوام / تمامست تمام / حرامست حرام

شاعر با تکرارِ کلمات در پایانِ مصراع‌ها، علاوه بر ایجاد موسیقی گوش‌نواز، بر قطعیتِ موضوع تأکید کرده است.

استعاره شراب جان

شراب به معنای حقیقی کلمه به کار نرفته، بلکه نمادی از معرفت و جذبه‌های عرفانی است که جان سالک را مست می‌کند.

کنایه خواب

خواب در این متن به معنای خوابِ جسمانی نیست، بلکه کنایه‌ای از غفلت و ناآگاهی نسبت به حقایق هستی است.