دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۴۷

مولوی
امشب که حریف مشتری و ماهم با مه رویان چون شکر همراهم
سرمست شراب بزم شاهنشاهم امشب همه آنست که من می خواهم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از یک شب‌نشینی باشکوه و مملو از سرور و کامیابی را ترسیم می‌کند. فضای شعر سرشار از لذتِ حضور در مجلسی شاهانه و همنشینی با زیبارویان است که در آن شاعر به اوج رضایت و آرامش رسیده است.

مضمون اصلی، اغتنام فرصت و لذت بردن از لحظه حال است. شاعر با تشبیه موقعیت خود به حضور در کنار ماه و مشتری، شکوه مجلس و همنشینان را ستوده و این شب را زمان اجابت تمامی آرزوهای خود می‌داند.

معنای روان

امشب که حریف مشتری و ماهم با مه رویان چون شکر همراهم

امشب که من هم‌نشین ستاره مشتری و ماهِ آسمان شده‌ام و در کنار زیبارویان شیرین‌سخن و دل‌ربا قرار گرفته‌ام.

نکته ادبی: مشتری در نجوم کهن به عنوان سعد اکبر شناخته می‌شد و همنشینی با آن کنایه از سعادت‌مندی است. همچنین مه‌رویان ترکیبی استعاری برای توصیف زیبایی درخشان همنشینان است.

سرمست شراب بزم شاهنشاهم امشب همه آنست که من می خواهم

از شرابِ مجلسی باشکوه و شاهانه مست هستم؛ به‌راستی که امشب، دقیقاً همان شبی است که آرزویش را داشتم و به تمامی خواسته‌هایم رسیده‌ام.

نکته ادبی: شاهنشاه در اینجا نماد عظمت و شکوه فضای بزم است که باعث شده شاعر خود را در جایگاهی رفیع و در اوج لذت دنیوی احساس کند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون شکر

تشبیه کردن زیبارویان به شکر برای نشان دادن شیرینی کلام و رفتار آنان.

استعاره مشتری و ماه

استعاره از همنشینان درخشان و برجسته‌ای که مجلس شاعر را به آسمانی پرستاره بدل کرده‌اند.

کنایه سرمست شراب بزم شاهنشاهم

کنایه از غرق شدن در لذت و خوشی بی‌کران در مجلسی مجلل و باوقار.