دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۹

مولوی
از هرچه که آن خوشست نهی است مدام تا ره نزند خوشی از این مردم عام
ورنه می و چنگ و روی زیبا و سماع بر خاص حلال گشت و بر عام حرام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به بررسی تفاوت جایگاه و ظرفیت وجودیِ میان «خاصان» (اهل معرفت) و «عوام» (توده‌ی مردم) در مواجهه با زیبایی‌ها و لذت‌های دنیوی می‌پردازد. شاعر استدلال می‌کند که محدودیت‌های شرعی یا عرفی برای توده‌ی مردم به این دلیل است که آنان هنوز به بلوغِ روحی نرسیده‌اند و درگیر شدن با این لذت‌ها، ایشان را از مسیر حقیقت بازمی‌دارد.

در نگاه عارفانه، برای کسی که به کمال رسیده، لذت‌های ظاهری دیگر تهدیدی برای انحراف نیست، بنابراین این محدودیت‌ها برای آن‌ها برداشته می‌شود؛ اما این ظرفیت، مختص به گروه اندکی است که حقیقتِ پشتِ این ظواهر را درک کرده‌اند.

معنای روان

از هرچه که آن خوشست نهی است مدام تا ره نزند خوشی از این مردم عام

همواره انجام هر آن‌چه که برای انسان خوشایند و لذت‌بخش است، برای توده‌ی مردم منع شده است؛ دلیل این سخت‌گیری آن است که مبادا این خوشی‌های گذرای دنیوی، آنان را از مسیر اصلی رشد و کمال منحرف سازد.

نکته ادبی: «ره زدن» در اینجا کنایه از گمراه کردن و مانع شدن از سیر و سلوک است. «نهی» به معنای بازداشتن و منع کردن است.

ورنه می و چنگ و روی زیبا و سماع بر خاص حلال گشت و بر عام حرام

وگرنه حقیقت امر این است که شراب، موسیقی، تماشای زیبایی‌ها و سماع، برای اهل معرفت (خاصان) که حقیقت را دریافته‌اند، امری حلال و رواست، اما برای توده‌ی مردم (عوام) که هنوز اسیرِ نفس هستند، ممنوع و حرام است.

نکته ادبی: تضاد میان «خاص» و «عام» در اینجا کلیدی است؛ «سماع» یکی از اصطلاحاتِ عرفانی است که به گوش دادنِ آواهای خوش برای رسیدن به وجدِ الهی اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه ره زدن

به معنای گمراه کردن و منحرف نمودنِ سالک از مسیرِ حق.

تضاد (طباق) خاص و عام

تقابل میان اهلِ معرفت و توده‌ی مردم برای بیان تفاوتِ درجاتِ فهم و ظرفیت وجودی انسان‌ها.

فهرست‌سازی (تعداد) می و چنگ و روی زیبا و سماع

نام بردن از مظاهرِ لذت‌های حسی برای تبیینِ جایگاهِ آن‌ها در نزدِ عارف و غیرِعارف.