دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۸

مولوی
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم
بوی جگر سوخته هر دم زدنی بر مایدهٔ غم از کجا میرسدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر فضایی آکنده از اندوه و استیصال است که شاعر در آن، زندگی و سرنوشت خویش را به مطبخی تشبیه کرده که تنها محصولش برای او، رنج و بلاست. گویی تقدیر، پیوسته او را به ضیافتی از غم دعوت می‌کند و گریزی از آن نیست.

استعاره‌های به‌کاررفته در متن (مانند مطبخ و مائده)، مفهومِ رنج را به امری ملموس و پیوسته تبدیل کرده است که از منبعی ناشناخته و در اشکال گوناگون به سوی شاعر سرازیر می‌شود و بوی جگر سوخته که نماد رنجِ عمیق است، فضای شعر را پر کرده است.

معنای روان

از مطبخ غمهاش بلا میرسدم هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم

از آشپزخانهٔ غم‌های او، بلا و مصیبت برای من مهیا می‌شود و دائماً به سوی من فرستاده می‌شود.

نکته ادبی: مطبخ در اینجا استعاره از جایگاهِ تولیدِ رنج و بلا است.

بوی جگر سوخته هر دم زدنی بر مایدهٔ غم از کجا میرسدم

هر لحظه این رنج‌ها به صد شکل و شیوهٔ گوناگونِ تردید و ممانعت، به سراغ من می‌آید.

نکته ادبی: ابا در اینجا می‌تواند به معنای امتناع یا مانع باشد که نشان‌دهندهٔ سختی‌هایِ راه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مطبخ غم

تشبیه غم به مکانی برای طبخ که نشان‌دهندهٔ فراوانی و پختگیِ رنج در زندگی شاعر است.

کنایه جگر سوخته

کنایه از شدتِ اندوه، داغ‌دیدگی و دردِ جانکاه.

اغراق صد گونه

بزرگ‌نمایی برای نشان دادنِ تعدد و تنوعِ بلاها و رنج‌هایی که شاعر با آن روبروست.

مراعات نظیر مطبخ، مائده

به‌کارگیری واژگانی که در حوزهٔ خوراک و سفره‌داری قرار دارند تا تصویرِ ضیافتِ غم کامل شود.