دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۷

مولوی
از عشق تو من بلند قد می گردم وز شوق تو من یکی به صد می گردم
گویند مرا بگرد او می گردی ای بیخبران بگرد خود میگردم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار به تأمل در ماهیت عشق و مسیر شناخت خویشتن می‌پردازند. شاعر بر این باور است که دلبستگی به معشوق، نه تنها وابستگی نیست، بلکه راهی برای تعالی روح و دستیابی به حقیقت وجود است.

پیام اصلی اثر این است که آنچه در ظاهر گردش به دور معشوق به نظر می‌رسد، در باطن سفر به درون و کشف خویشتن حقیقی است؛ چرا که عارف معتقد است میان عاشق و معشوق فاصله‌ای وجود ندارد و وصال، چیزی جز بازگشت به خودِ الهی نیست.

معنای روان

از عشق تو من بلند قد می گردم وز شوق تو من یکی به صد می گردم

به سبب عشق تو، من به جایگاه و کمال معنوی والایی دست می‌یابم و از شدت اشتیاق به تو، وجود محدود من، وسعتی بی‌کران می‌یابد و چند برابر می‌شود.

نکته ادبی: بلند قد گشتن استعاره از ارتقای مقام و کمال معنوی است و یکی به صد شدن کنایه از فزونی یافتن ظرفیت وجودی عاشق در پرتو عشق است.

گویند مرا بگرد او می گردی ای بیخبران بگرد خود میگردم

مردم به من می‌گویند که تو مدام گرد وجود معشوق می‌چرخی، اما ای بی‌خبران از حقیقت حال من، بدانید که من در واقع گرد وجود حقیقی خودم می‌چرخم (چرا که معشوق در حقیقت در درون من است).

نکته ادبی: تضاد میان او و خود محور اصلی بیت است که به اندیشه وحدت وجود اشاره دارد؛ گویی معشوق و عاشق در نهایت به یک نقطه می‌رسند.

آرایه‌های ادبی

کنایه بلند قد گشتن

اشاره به تعالی روح و بزرگ‌منشی ناشی از عشق، نه افزایش قد فیزیکی.

مبالغه یکی به صد گشتن

توصیف اغراق‌آمیز وسعت یافتن وجود عاشق به واسطه عشق.

تضاد او و خود

تقابل ظاهری معشوق و عاشق که در نهایت به اتحاد عرفانی ختم می‌شود.