دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۳۴

مولوی
از صنع برآیم بر صانع باشم حاشا که زبون هیچ مانع باشم
چون مطبخ حق ز لوت مالامالست تا چند به آب گرم قانع باشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر روحیه تعالی‌جویی عارفانه است که از پدیده‌های خلقت برای رسیدن به ذاتِ یگانه آفریدگار بهره می‌برد. شاعر با رویکردی بلندنظرانه، از قناعت به بهره‌های اندک مادی یا روحانیِ ناچیز برائت می‌جوید و سالک را به سوی کمال مطلق فرا می‌خواند.

تمثیلِ «مطبخ حق» نشان از گستره بی‌کرانِ رحمت و روزی الهی دارد. در این نگاه، سالک نباید به پدیده‌های محدود و موقتِ دنیوی دل خوش کند، بلکه باید با عبور از سدِ مشکلات و موانع مادی، به سفره‌ی پربارِ حق تعالی دست یابد.

معنای روان

از صنع برآیم بر صانع باشم حاشا که زبون هیچ مانع باشم

اگر از نگاه محدود به آفریده‌ها فراتر بروم، می‌توانم به درک مقام آفریدگار برسم.

نکته ادبی: واژه «صنع» به معنای آفرینش و کار، و «صانع» به معنای آفریدگار است. تکرار ریشه این دو واژه (اشتقاق) بر رابطه مستقیم میان مخلوق و خالق تأکید دارد.

چون مطبخ حق ز لوت مالامالست تا چند به آب گرم قانع باشم

هرگز روا نیست که در برابرِ موانع دنیوی ضعیف و زبون شوم و از مسیرِ حقیقت باز بمانم.

نکته ادبی: «حاشا» اداتِ تنفیر و دوری‌گزینی است که برای نفیِ احتمالاتِ نامطلوب به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

اشتقاق صنع و صانع

استفاده از کلماتی که دارای ریشه یکسان هستند برای تقویت مفهومِ پیوندِ میان اثر و مؤلف.

استعاره مطبخ حق

تشبیه جهانِ هستی و رحمتِ الهی به آشپزخانه‌ای مملو از نعمت که کنایه از بی‌کرانگی بخششِ پروردگار است.

تضاد لوت مالامال در مقابل آب گرم

تقابل میان فراوانیِ فیضِ الهی و قناعت به بهره‌های اندکِ دنیوی برای نشان دادنِ زشتیِ کوچک‌بینی در مسیر عرفان.