دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۹

مولوی
از خویش خوشم نی نباشد خوشیم از خود گرمم نه آب و نی آتشیم
چندان سبکم به عشق کاندر میزان از هیچ کم آیم دو من ار برکشیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوالِ عاشقی است که به مرتبه‌ی استغنا و فنای در عشق رسیده است. شاعر تأکید می‌کند که شادمانی و حرارتِ وجودش، نه وابسته به عوامل بیرونی و مادی، بلکه ناشی از جذبه‌ی درونیِ عشق است.

در این مرتبه، عاشق چنان سبک‌بال و رها از قید و بندهای مادی است که گویی از دایره‌ی هستیِ سنگینِ دنیوی خارج شده و به جوهری یگانه دست یافته که نیازی به هیچ عنصرِ عارضی برای تعریفِ خویش ندارد.

معنای روان

از خویش خوشم نی نباشد خوشیم از خود گرمم نه آب و نی آتشیم

شادی و نشاطِ من، برخاسته از ذاتِ خودم است و به شادمانی‌های بیرون از وجودم نیازی ندارم. همان‌طور که حرارتِ درونی‌ام نیز وابسته به هیچ عامل بیرونی، اعم از آب که خنک‌کننده است یا آتش که گرم‌کننده است، نیست.

نکته ادبی: واژه‌ی «خوش» در اینجا استعاره از آرامش و شعفِ درونی است. عبارت «نه آب و نی آتش» کنایه از نفیِ عوامل مادی و عناصرِ چهارگانه برای برانگیختنِ احوالِ روحی است.

چندان سبکم به عشق کاندر میزان از هیچ کم آیم دو من ار برکشیم

در وادی عشق، چنان از سنگینیِ تعلقات و وابستگی‌ها رها شده‌ام که اگر مرا در ترازوی سنجش بگذارند، باز هم از «هیچ» سبک‌ترم و قابل اندازه‌گیری با معیارهای دنیوی نیستم.

نکته ادبی: «دو من» واحد وزن قدیمی است و در اینجا برای تأکید بر عدمِ امکانِ اندازه‌گیریِ معنویِ عاشق به کار رفته است. تضاد میان مفهوم «سبکی» و «ترازو» برای نشان دادنِ برتریِ حالِ معنوی بر اندازه‌گیری‌های مادی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) آب و آتش

بهره‌گیری از عناصر متضاد برای نشان دادنِ بی‌نیازیِ عاشق از عواملِ بیرونی.

اغراق (مبالغه) از هیچ کم آیم

تأکید بر شدتِ سبکیِ روح و رهایی از بندهای مادی تا حدی که از «هیچ» نیز سبک‌تر شمرده می‌شود.