دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۲۲

مولوی
از بهر تو صد بار ملامت بکشم گر بشکنم این عهد غرامت بکشم
گر عمر وفا کند جفاهای ترا در دل دارم که تا قیامت بکشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از تعهد عمیق و تزلزل‌ناپذیر عاشق به معشوق است. شاعر با لحنی سرشار از اشتیاق و پایداری، اعلام می‌کند که نه‌تنها سرزنش‌های دیگران را برای خاطر محبوب به جان می‌خرد، بلکه آمادگی دارد تاوانِ هرگونه لغزش احتمالی را نیز بپردازد.

فضای کلی حاکم بر این ابیات، فضایی عاشقانه و متکی بر مفهوم صبر و استقامت در مسیر عشق است. شاعر با تأکید بر ابدیتِ این پیوند، بیان می‌دارد که ستم‌های معشوق نه تنها سبب دلسردی او نمی‌شود، بلکه این شکیبایی را تا ابد و روز قیامت در دل خود نگاه خواهد داشت.

معنای روان

از بهر تو صد بار ملامت بکشم گر بشکنم این عهد غرامت بکشم

برای رسیدن به تو یا به خاطر تو، حاضرم صدها بار سرزنش دیگران را به جان بخرم و اگر روزی ناخواسته پیمان وفاداری‌ام را بشکنم، آمادگی دارم تاوان و خسارت آن را نیز پرداخت کنم.

نکته ادبی: ملامت در زبان فارسی به معنای سرزنش و نکوهش است و غرامت در اینجا اشاره به تاوان و خسارتی دارد که شخص بابت شکستن عهد متقبل می‌شود.

گر عمر وفا کند جفاهای ترا در دل دارم که تا قیامت بکشم

اگر عمرم به دنیا باشد و روزگار فرصت دهد، تصمیم راسخ دارم که ستم‌ها و بی‌مهری‌های تو را تا ابد و حتی تا روز قیامت در وجودم تحمل کنم.

نکته ادبی: جفا به معنای ستم و بی‌وفایی است. تا قیامت کنایه‌ای از استمرار و ابدی بودنِ این تحمل و شکیبایی است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه صد بار

تأکید بر تواناییِ بالای عاشق در تحمل رنج برای محبوب.

کنایه تا قیامت

اشاره به دوام و استمرارِ طولانی‌مدتِ صبر و تحمل عاشق در برابر جفای معشوق.

مراعات نظیر ملامت و غرامت

ارتباط معنایی میان واژگان که بر بارِ سنگینِ مسئولیتِ عاشقی تأکید دارد.