دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۷

مولوی
آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم چون لطف خدا بیحد و اندازه شوم
صد بار خریده ای و من ملک توام یکبار دگر بخر که تا تازه شوم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیفِ پیوندِ عارفانه و متعالیِ میانِ عاشق و معشوقِ ازلی می‌پردازد. فضا سرشار از شور و اشتیاق برای اتصال به حقیقتی است که شنیدنِ ندای آن، نه تنها موجبِ اعتلای نام و جایگاهِ وجودیِ عاشق می‌شود، بلکه او را در بی‌کرانگیِ لطفِ الهی غرق می‌سازد.

درونمایه اصلی، نیازِ همیشگیِ سالک به تجدیدِ عهد و پیوند با معشوق است. شاعر با یادآوریِ اینکه بارها در پیشگاهِ الهی پذیرفته شده و به ملکیتِ او درآمده، خواستارِ تکرارِ این تجربه است تا جانش از زنگارِ کهنگی و غفلت زدوده شود و طراوتِ تازه‌ای یابد.

معنای روان

آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم چون لطف خدا بیحد و اندازه شوم

هنگامی که نوای آسمانی و آوازِ تو را می‌شنوم، در میانِ عالم و آدم نیک‌نام و بلندمرتبه می‌شوم و همچون لطفِ بی‌پایانِ پروردگار، من نیز در قلمروِ بی‌کرانگی و گستردگیِ روح قرار می‌گیرم.

نکته ادبی: واژه خوش‌آوازه در اینجا نه به معنای لغویِ خواننده خوش‌صدا، بلکه استعاره از بلندآوازگی و شرافتِ معنوی است که در پرتوِ سخنِ حق حاصل می‌شود.

صد بار خریده ای و من ملک توام یکبار دگر بخر که تا تازه شوم

تو بارها مرا با نگاهِ لطفِ خویش برگزیده‌ای و من اکنون دارایی و بنده تو هستم؛ بار دیگر این پیوند را تازه کن و مرا خریدار باش تا جانم طراوت و تازگیِ نخستین را بازیابد.

نکته ادبی: خریدن در اینجا استعاره‌ای عرفانی است به معنای پذیرشِ بنده در درگاهِ الهی؛ تکرارِ آن نشان‌دهنده نیازِ دائمیِ سالک به تجدیدِ پیمان است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون لطف خدا

تشبیه حالتِ عاشق به وسعت و بی‌کرانگیِ لطفِ الهی برای نشان دادنِ رهایی از محدودیت‌های بشری.

استعاره خریده ای / بخر

کنایه از برگزیدن و ملکِ خود کردنِ بنده توسط معشوق ازلی و پذیرشِ او در دایره عاشقان.

تضاد و تناسب صد بار / یکبار

استفاده از اعداد برای نشان دادنِ تداومِ نیاز به لطفِ الهی و عجزِ عاشق در برابرِ معشوق.