دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۳

مولوی
آن کس که ببست خواب ما را بستم یارب تو ببند خواب او را به کرم
تا باز چشد مرارت بی خوابی و اندیشه کند به عقل ارجم ترحم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احساس رنج و دادخواهی کسی است که از بی‌خوابی ناشی از بی‌مهری دیگری به ستوه آمده و از خداوند می‌خواهد تا با چشاندن همان درد به مسبب آن، او را به درک رنج دیگران وادارد.

درونمایه اصلی این سروده، درخواست تلافی و برابری در تجربه درد است؛ شاعر نه از سر کینه، بلکه برای بیدار شدن حس همدردی و شفقت در قلب آن شخص، چنین درخواستی از پروردگار دارد.

معنای روان

آن کس که ببست خواب ما را بستم یارب تو ببند خواب او را به کرم

پروردگارا، کسی که با بی‌مهری خواب را از چشمان من ربود، تو نیز از سر عدل و کرمت، خواب را بر چشمان او ببند و آرامشش را سلب کن.

نکته ادبی: بستن خواب در اینجا کنایه از محروم کردن از آرامش و خواب شبانه است.

تا باز چشد مرارت بی خوابی و اندیشه کند به عقل ارجم ترحم

تا او نیز تلخی و سختی بی‌خوابی را با تمام وجود حس کند و با بهره‌گیری از خرد خویش، به حال من رحم آورد و از کار خود بازگردد.

نکته ادبی: مرارت به معنای تلخی است که در اینجا به طعم نامطبوع بیداری اجباری اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه بستن خواب

استعاره و کنایه از گرفتن آرامش و سلب آسایش از کسی است.

تضاد و تقابل بستن خواب ما و بستن خواب او

شاعر با استفاده از تکرار فعل بستن، تقابلی میان رنج خود و رنجی که برای دیگری آرزو می‌کند ایجاد کرده تا عدالت الهی را طلب کند.