دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۲

مولوی
آنکس که به آب دیده اش میجویم در جستن او روان چو آب جویم
امروز به گاه آمد و گفتا که سماع نگذاشت که من دست نمازی شویم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حالاتِ شوریدگی و سرگشتگی عاشق در راهِ طلبِ محبوب است. شاعر در این قطعات، تصویری از بی‌قراریِ جان و تنِ خود ترسیم می‌کند که در مسیرِ جست‌وجو، همچون آبِ روان در تکاپوست و دیگر آرام و قرار ندارد.

همچنین این ابیات به تقابلِ میانِ شورِ عرفانی (سماع) و آدابِ ظاهری (نماز) اشاره دارد که نشان‌دهنده غلبه‌ی حالِ خوشِ روحانی بر تکالیفِ معمول است، به‌گونه‌ای که عاشق، در محضرِ معشوق، حتی وظایفِ آیینی خویش را نیز فراموش می‌کند.

معنای روان

آنکس که به آب دیده اش میجویم در جستن او روان چو آب جویم

کسی را که با دیدگانی اشک‌بار در پی‌اش می‌گردم، در مسیرِ جست‌وجوی او، روح و جانم همچون آبِ جویبار در حرکت و بی‌قراری است.

نکته ادبی: واژه آبِ دیده کنایه‌ای زیبا از گریستنِ بسیار است و روان در اینجا به معنای روح و جان است که در تشبیه با آبِ جوی، بی‌قراری را نشان می‌دهد.

امروز به گاه آمد و گفتا که سماع نگذاشت که من دست نمازی شویم

او امروز به موقع نزد من آمد و گفت که حالِ خوشِ سماع، چنان مرا در خود غرق کرد که مجالی برای شستنِ دست‌ها جهتِ وضو و خواندنِ نماز باقی نگذاشت.

نکته ادبی: ترکیب دست نمازی شویم به معنای شستنِ دست‌ها برای وضو گرفتن است و نشان‌دهنده‌ی درگیریِ شاعر با آدابِ شرعی در برابرِ شورِ درونی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روان چو آب جویم

تشبیه جان و روحِ بی‌قرارِ عاشق به آبِ روان در جویبار برای نشان دادنِ تلاطم و ناآرامی.

کنایه آب دیده

کنایه از گریستن و اشک ریختنِ بسیار که نشانه‌ی اندوه و طلبِ عاشق است.

تضاد سماع و دست نمازی

تقابلِ میان شور و مستیِ عارفانه (سماع) با آداب و تکالیفِ شرعی (نماز و وضو) که برتریِ عشق را نشان می‌دهد.