دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۱۰

مولوی
آن باده که بر جسم حرامست حرام بر جان مجرد آن مدامست مدام
در ریز مگو که این تمامست تمام آغاز و تمام ما کدامست کدام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تمایز میان ساحت مادی و ساحت روحانی انسان در مواجهه با مفهوم می یا همان عشق عرفانی می‌پردازد. شاعر در پی آن است که بگوید محدودیت‌های شریعت تنها بر جسم و ظاهر استوار است، در حالی که جانِ پالایش‌یافته از این قید و بندها رهاست و پیوسته در سکر و مستیِ شهود به سر می‌برد.

نگاه کلی شاعر بر بی‌کرانگیِ سلوک عرفانی تأکید دارد؛ جایی که نه آغاز و پایانی برای آن متصور است و نه می‌توان مقداری معین برای این نوشیدنیِ روحانی قائل شد. این نگاه بیانگر سیری است که در آن، عاشق همواره در عطش و دریافتِ معنوی است و نمی‌توان حد و مرزی برای آن تعیین کرد.

معنای روان

آن باده که بر جسم حرامست حرام بر جان مجرد آن مدامست مدام

آن شرابی که برای بدن و ساحت مادی حرام و ممنوع است، قطعاً همان‌طور باقی می‌ماند، اما برای جانِ رها از بندِ تن و پالوده، این شراب همیشه و پیوسته حلال و نوشیدنی است.

نکته ادبی: واژه مجرد در اینجا به معنای روح و جانِ پیراسته از تعلقات مادی است و مدام به معنای دایمی و پیوسته به کار رفته است.

در ریز مگو که این تمامست تمام آغاز و تمام ما کدامست کدام

ساقی! در هنگام ریختن می، نگو که این مقدار کافی و تمام است؛ چراکه این مسیرِ عشق، پایانی ندارد. اصلاً بگو ببینم که در حقیقتِ وجودِ ما، آغاز و پایانِ این سیرِ معنوی در کجاست؟

نکته ادبی: ترکیب در ریز به معنای بریز و کنایه از تقاضای فیض است؛ و تکرار واژگان در مصراع دوم نشان از سرگشتگی و پرسش در باب ابدیت دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد جسم و جان

تقابل میان مرتبه مادی انسان و ساحت روحانی او برای تبیین مرزهای معرفت.

تکرار و جناس تمام و مدام و کدام

استفاده از قافیه و ردیف یکسان برای ایجاد موسیقی کلام و تأکید بر بی‌کرانگی و سرگشتگی.

ایهام باده

اشاره به شراب مادی در معنای ظاهری و معرفت و عشق الهی در معنای عرفانی.