دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۷

مولوی
یا من هوب سیدی و اعلی و اجل یا من انا عبده و ادنی و اقل
حاشاک تملنی و یوشیک تعل ان لم یکن الوابل بالوصل فطل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر مناجات عاشقانه و عاجزانه‌ای است که در آن عاشق با زبانی آمیخته به تضرع، تفاوتِ بنیادینِ جایگاهِ خود را با معشوقِ مطلق تبیین می‌کند. در این فضای معنوی، معشوق در مقامِ ربوبیت و تعالی قرار دارد و عاشق در جایگاهِ بندگیِ محض و ناچیزی است.

در این کلام، شاعر ضمنِ اعتراف به حقارتِ خود در برابرِ شکوهِ بی‌کرانِ محبوب، به کرم و لطفِ او امید می‌بندد. درخواستِ او نه لزوماً وصالی بزرگ و کامل، بلکه هرگونه توجهِ هرچند اندک است؛ گویی عاشق می‌گوید اگر تابِ تابشِ خورشیدِ وصال را ندارم، کورسویی از آن برای زنده ماندن کافی است.

معنای روان

یا من هوب سیدی و اعلی و اجل یا من انا عبده و ادنی و اقل

ای کسی که سرور و بزرگ من هستی و جایگاهت بسیار بلند و با عظمت است؛ ای کسی که من بنده کوچک و ناچیز تو هستم.

نکته ادبی: استفاده از 'یا من' برای خطابِ به معشوق در جایگاهِ مطلقِ قدرت است. تقابل میان صفاتِ 'اعلی و اجل' برای معشوق و 'ادنی و اقل' برای عاشق، نشان‌دهنده تضادِ جایگاهِ وجودی است.

حاشاک تملنی و یوشیک تعل ان لم یکن الوابل بالوصل فطل

بسیار بعید و دور از شأن توست که از من خسته شوی و امید که به زودی تفضلی کنی؛ اگر بارانِ شدید و کاملِ وصال را نصیبم نمی‌کنی، لااقل نم‌نمِ بارانی از توجه و دیدار را از من دریغ مدار.

نکته ادبی: واژه 'وابل' به معنای بارانِ تند و 'طل' به معنای بارانِ ریز و شبنم است. شاعر با استفاده از این دو واژه، درجاتِ وصال را به صورتِ استعاره‌ای به تصویر کشیده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد اعلی و اجل با ادنی و اقل

تقابلِ میان صفاتِ برتری و بزرگیِ معشوق با صفتِ کوچکی و پستیِ عاشق برای نشان دادن شکافِ عمیقِ میان آن دو.

استعاره و تمثیل وابل و طل

تشبیه مراتبِ عنایت و وصال به باران؛ 'وابل' نمادِ وصالِ کامل و 'طل' نمادِ کمترین حدِ توجه و عنایت است.

تکرار و خطاب یا من

به کارگیریِ عبارتِ ندا برای تاکید بر حضورِ مخاطب و ایجادِ لحنِ مناجات‌گونه.