دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۰۵

مولوی
هم شاهد دیده ای و هم شاهد دل ای دیده و دل ز نور روی تو خجل
گویند از آن هر دو چه حاصل کردی جز عشق ز عاشقان چه آید حاصل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بیانی شیوا و پرشور، محبوب را فراتر از توصیف‌های معمولِ ظاهری و باطنی می‌داند و او را کانونِ اصلیِ توجهِ چشم و جانِ عاشق معرفی می‌کند. فضایِ حاکم بر این سخن، ستایشِ بی‌حدِ معشوق و تسلیمِ محضِ عاشق در برابرِ جلوه‌ی قدسی یا زیباییِ زمینیِ اوست که تمامِ حواسِ عاشق را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

همچنین، شاعر در بخش دوم با پاسخی حکیمانه به پرسش‌های بیرونی، تأکید می‌کند که حاصلِ عمر و زندگیِ یک عاشق، چیزی جز خودِ عشق نیست. او معتقد است که در طریقتِ عاشقی، انتظارِ بازدهِ مادی یا منطقِ سوداگرانه داشتن، خطاست و یگانه ثمره‌یِ جان‌بازی و شیفتگی، همان عشقِ خالصی است که در نهادِ عاشق وجود دارد.

معنای روان

هم شاهد دیده ای و هم شاهد دل ای دیده و دل ز نور روی تو خجل

تو هم زیباییِ ظاهری هستی که چشم از دیدن آن لذت می‌برد و هم زیباییِ باطنی که دل شیفته‌ی آن است؛ نورِ چهره‌ی تو چنان درخشان است که چشم و دلِ مرا در برابر خود شرم‌سار و ناتوان کرده است.

نکته ادبی: واژه شاهد در فرهنگِ عرفانی و ادبی به معنای معشوقِ زیبارو است. در این بیت، تکرارِ شاهد به دو جنبه‌ی ظاهری و قلبی اشاره دارد و شرم‌ساریِ دیده و دل، کنایه از حیرت و ناتوانیِ قوای ادراکیِ عاشق در برابر کمالِ جمالِ محبوب است.

گویند از آن هر دو چه حاصل کردی جز عشق ز عاشقان چه آید حاصل

مردمان از من می‌پرسند که از این دل‌بستگی و عشق‌ورزی چه سودی نصیب تو شده است؟ در پاسخ باید گفت که از یک عاشق، چیزی جز عشق ورزیدن انتظار نمی‌رود؛ پس عشق، خود، تمامِ دستاوردِ عاشق است.

نکته ادبی: بیت دارای آرایه‌ی پرسشِ انکاری است که هدف از آن نفیِ نگاهِ سوداگرانه به عشق است. شاعر بیان می‌دارد که ذاتِ عاشقی، همان عشق ورزیدن است و پرسش از حاصلِ آن، پرسشی بی‌معناست.

آرایه‌های ادبی

ایهام شاهد

این واژه هم به معنای معشوقِ زیبارو است و هم می‌تواند به معنای ناظر و گواه باشد که در ادبیات عرفانی معنای نخست ارجحیت دارد.

استفهام انکاری جز عشق ز عاشقان چه آید حاصل

پرسشی که پاسخِ آن در خودِ سوال نهفته است؛ بدین معنا که هیچ چیز جز عشق از عاشق سر نمی‌زند.

مراعات نظیر دیده، دل، روی

این کلمات همگی از اعضای چهره و ابزارهای ادراک انسانی هستند که در کنار هم در بیت اول به کار رفته‌اند.