دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۸

مولوی
عشقی به کمال و دلربائی به جمال دل بر سخنو زبان ز گفتن شده لال
زین نادره تر کجا بود هرگز حال من تشنه و پیش من روان آب زلال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حیرت و درماندگی عاشق در برابر عظمتِ عشق و زیباییِ دلربای معشوق است. شاعر از شکوهِ کمالی سخن می‌گوید که چنان تأثیری بر او نهاده که قدرتِ بیان را از وی سلب کرده و او را در سکوت فرو برده است.

در ادامه، شاعر این وضعیتِ دردناک را با تمثیلی از تضاد به تصویر می‌کشد؛ نزدیکیِ ظاهری به منبعِ نیاز (آب) در عینِ محرومیتِ قلبی (تشنگی)، که نمادی از شکوهِ حضورِ معشوق و ناتوانیِ عاشق در بهره‌مندی از این وصال است.

معنای روان

عشقی به کمال و دلربائی به جمال دل بر سخنو زبان ز گفتن شده لال

عشقِ کامل و زیباییِ خیره‌کننده و دلربای محبوب، چنان بر دلِ من اثر گذاشته که دیگر توانِ سخن گفتن ندارم و زبانم از توصیفِ این کمال و جمال بسته شده است.

نکته ادبی: ترکیبِ 'کمال' و 'جمال' علاوه بر قافیه، جناسِ ناقصِ افزونی دارند که به موسیقیِ کلام افزوده است. 'دل بر سخن' در اینجا به معنی بند آمدنِ زبان از سخن گفتن است.

زین نادره تر کجا بود هرگز حال من تشنه و پیش من روان آب زلال

آیا وضعیتِ شگفت‌انگیز و عجیبی از این سراغ داری؟ من از شدتِ اشتیاق تشنه‌ام، در حالی که آبِ گوارا و زلال درست پیشِ روی من در جریان است و من از آن محرومم.

نکته ادبی: واژه 'نادره' به معنای امرِ نادر و شگفت است. در اینجا میان 'تشنه' و 'آب زلال' تضادِ آشکاری وجود دارد که نشان‌دهنده حسرتِ عاشق است.

آرایه‌های ادبی

جناس کمال و جمال

تشابه در حروف که باعث ایجاد موسیقیِ کناری و هماهنگی در پایانِ ابیات شده است.

تضاد (طباق) تشنه و آب زلال

تقابل میان نیازِ شدید عاشق و حضورِ معشوق که نشان‌دهنده ناکامی و حسرت است.

کنایه زبان از گفتن شده لال

کنایه از شدتِ حیرت و ناتوانی در توصیفِ معشوق.