دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۶

مولوی
در خاموشی چرا شوی کند و ملول خو کن به خموشی که اصولست اصول
خود کو خموشی آنکه خمش میخوانی صد بانک و غریو است و پیامست و رسول

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش فضیلت خاموشی و سکوت می‌پردازند و آن را نه نشانه‌ی ضعف یا انفعال، بلکه بنیاد و ریشه‌ی اصلی کمال و معرفت می‌دانند. شاعر خاموشی را راهی برای رسیدن به حقیقتی بزرگ‌تر و پیوند با عالم معنا تصویر می‌کند.

در نگاه عارفانه‌ی شاعر، سکوت امری ظاهری است که در باطنِ خود لبریز از پیام‌ها و صداهای نهفته است. او معتقد است کسی که سکوت را می‌پذیرد، در واقع گوشِ جان خود را بر روی اصوات و پیام‌های جهان هستی گشوده است.

معنای روان

در خاموشی چرا شوی کند و ملول خو کن به خموشی که اصولست اصول

چرا از سکوت کردن احساس سستی و دل‌تنگی می‌کنی؟

نکته ادبی: واژه کُند در اینجا به معنای سست، بی‌رمق و درمانده است که با ملول (دل‌زده) هم‌نشین شده است.

خود کو خموشی آنکه خمش میخوانی صد بانک و غریو است و پیامست و رسول

به خاموشی خو بگیر و آن را پیشه‌ی خود ساز، چرا که سکوت، اصلِ بنیادین و اساسِ تمامی کمالات انسانی است.

نکته ادبی: تکرار واژه اصول برای تأکید بر جایگاه والای سکوت در سلوک عرفانی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) صد بانک و غریو است و پیامست و رسول در خاموشی

شاعر سکوت را که ذاتاً بی‌صداست، پر از بانگ و فریاد توصیف کرده است که یک تضاد معنایی هنری است.

تکرار اصولست اصول

تکرار واژه اصول برای تأکید بر اهمیتِ زیربناییِ خاموشی در مسیر کمال است.