دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۵

مولوی
الخمر و من الزق ینادیک تعال واقطع لوصالنا جمیع الاشغال
فربا و صفاء و سبقنا الحوال کی نعتق بالنجدة روح العمال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از نمادهای عرفانی و فضای شورانگیز مرتبط با «خمر»، دعوت به رهایی از قید و بندهای دنیوی و پیوستن به ساحت قدسی وصال را روایت می‌کند. شاعر، عالم مادی را محلی برای غفلت می‌بیند و انسان را به سوی نوشیدن باده حقیقت فرا می‌خواند تا با تطهیر درون، به آزادی حقیقی روح دست یابد.

در این متن، دعوت به «وصل» به معنای گسستن از تمامی دل‌مشغولی‌های روزمره است. نویسنده با زبانی دعوت‌گرانه، مخاطب را به عبور از «احوال» (حالات نفسانی) تشویق می‌کند تا در سایه‌ی نصرت و همت، روح خسته اهل سلوک را از زندان طبیعت بشری آزاد سازد.

معنای روان

الخمر و من الزق ینادیک تعال واقطع لوصالنا جمیع الاشغال

شرابِ حقیقت از درونِ جامِ هستی تو را به سویِ خود فرا می‌خواند؛ پس تمامیِ دلبستگی‌ها و مشغولیت‌هایِ دنیوی را کنار بگذار تا مسیر برای پیوندِ قلبیِ ما هموار شود.

نکته ادبی: «زق» در زبان عربی به معنای مشک است که در ادبیات عرفانی نماد ظرفِ دریافتِ فیض الهی است.

فربا و صفاء و سبقنا الحوال کی نعتق بالنجدة روح العمال

پس با پاکیِ باطن و زلالیِ روح از بندِ احوالِ روزگار فراتر برو تا بتوانیم با نصرت و مددِ الهی، روحِ کمال‌جویِ سالکانِ اهلِ عمل را از اسارتِ تن برهانیم.

نکته ادبی: «نعتق» از ریشه عتق به معنای آزادی است که در اینجا استعاره از رهاییِ روح از قفسِ بدن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره عرفانی الخمر

نماد مستی ناشی از فیض الهی و جذبه‌ی عشق حقیقی.

کنایه اِقطع جمیع الاشغال

کنایه از ترک تعلقات و دوری از دنیای مادی برای رسیدن به خلوت انس.