دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۳

مولوی
چون دم زدی از مهر رخ یار ای دل ترتیب دم و قدم نگهدار ای دل
خود را به قدم ز غیر او خالی کن تا دم نزنی بی دم دلدار ای دل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، خطاب به قلب سالک است و بر لزوم هماهنگی میان گفتار و کردار در طریق عشق تاکید دارد. شاعر بیان می‌دارد که ادعای عاشقی نباید تنها لقلقه زبان باشد، بلکه باید با سلوک عملی و استقامت در راه حق همراه گردد تا این عشق از حدِ سخن فراتر رود.

در نگاه شاعر، رسیدن به وصال یار مستلزم پیراستن دل از هرگونه دلبستگی به ماسوا (غیر از او) است. تنها با خالی کردن درون از اغیار است که آدمی می‌تواند در هر لحظه، حیاتی حقیقی و پیوسته با دمِ جان‌بخشِ یار داشته باشد.

معنای روان

چون دم زدی از مهر رخ یار ای دل ترتیب دم و قدم نگهدار ای دل

ای دل، حال که دم از عشق و محبتِ چهره‌ی آن یارِ یگانه می‌زنی، باید مراقب باشی که گفتارت (دم) و رفتارت (قدم) با یکدیگر هماهنگ و در راستای همان ادعای عاشقی باشد.

نکته ادبی: واژه «دم» در اینجا ایهام زیبایی دارد؛ هم به معنای نفس و هم به معنای سخن است؛ و در تقابل با «قدم» که نماد سلوک و عمل است، تضادِ معناییِ لطیفی ایجاد کرده است.

خود را به قدم ز غیر او خالی کن تا دم نزنی بی دم دلدار ای دل

با اعمال و رفتار خود، وجودت را از هر آنچه غیر از اوست پاک و خالی کن، تا مبادا حتی یک لحظه (دم) را بدون حضور و نفسِ جان‌بخشِ آن یارِ مهربان سپری کنی.

نکته ادبی: تکرارِ لفظیِ «دم» در دو معنای متفاوت (لحظه و نفس)، بر ضرورتِ پیوستگیِ حضورِ معشوق در تمامِ لحظات زندگیِ عاشق تاکید دارد.

آرایه‌های ادبی

مراعات نظیر دم و قدم

شاعر با کنار هم قرار دادن این دو واژه، بر ضرورتِ هماهنگیِ میانِ ادعا (سخن) و عمل (سلوک) تاکید کرده است.

ایهام دم

واژه «دم» در اینجا هم به معنای نفس و لحظه و هم به معنای گفتار به کار رفته است.

خطاب (ندا) ای دل

شاعر برای بیان پندهای عرفانی، دلِ خود را مخاطب قرار داده تا توجهِ درونی و آمادگیِ لازم برای مسیرِ عشق را به تصویر بکشد.