دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۹۰

مولوی
پر از عیسی است این جهان مالامال کی گنجد در جهان قماش دجال
شورابهٔ تلخ تیره دل کی گنجد چون مشک جهان پر است از آب زلال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از نمادهای عرفانی و تقابل میان خیر و شر، بر این باور است که حقیقت و معنویت چنان در جهان و وجود انسان ساری و جاری است که برای ناپاکی و دروغ جایی باقی نمی‌ماند.

شاعر تأکید می‌کند که وقتی قلب یا جهان از نورِ هدایت و زلالیِ معنوی پر شود، تیرگی‌ها و ناخالصی‌ها خودبه‌خود طرد می‌شوند؛ چرا که ظرفیتِ هستی محدود به پذیرش یک جنس از معناست و با حضورِ امرِ قدسی، امرِ شیطانی امکانِ بروز نمی‌یابد.

معنای روان

پر از عیسی است این جهان مالامال کی گنجد در جهان قماش دجال

این جهان سرشار از روح و صفت‌های عیسوی (پاکی و معنویت) است؛ پس چگونه ممکن است که بساطِ فریب و تیرگیِ دجال در آن جای بگیرد؟

نکته ادبی: «قماش» به معنای جنس و نوع، و در اینجا کنایه از پیروان و هم‌کیشانِ دجال است. «عیسی» نمادِ معنویت و روح‌الله است.

شورابهٔ تلخ تیره دل کی گنجد چون مشک جهان پر است از آب زلال

چگونه ممکن است آبِ شور و تلخِ تیره‌دلان در ظرفِ وجود جای گیرد، در حالی که مشکِ جان و جهانِ عارف، لبریز از آبِ گوارایِ حقیقت و معرفت است؟

نکته ادبی: «شورابه» به آبِ شور و ناگوار گفته می‌شود که استعاره از پلیدی و فساد است. «مشک» در اینجا ظرفی برای نگهداریِ آب (معرفت) است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل عیسی و دجال / آب زلال و شورابه

تقابلِ میانِ پاکی و ناپاکی، هدایت و گمراهی، که برای تبیینِ چیرگیِ نور بر ظلمت به کار رفته است.

استعاره و نمادگرایی عیسی / دجال

عیسی نمادِ روحِ الهی و هدایت است و دجال نمادِ دروغ و فریبِ دنیوی.

پرسش انکاری کی گنجد

برای تأکید بر محال بودنِ حضورِ همزمانِ خیر و شر در یک ظرفیت واحد.