دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۷

مولوی
اسرار حقیقت نشود حل به سال نی نیز به درباختن حشمت و مال
تا دیده و دل خون نشود پنجه سال از قال کسی را نبود راه به حال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درک عمیق حقایق هستی فراتر از گذر زمان و دارایی‌های مادی است و جز از طریق رنج‌کشیدن و پیمودنِ مسیرِ پرپیچ‌وخمِ ریاضت میسر نمی‌شود.

شاعر تقابل میان دانشِ ظاهری (قال) و دریافتِ باطنی (حال) را برجسته می‌کند و تأکید دارد که صرفِ سخن‌پردازی، بدونِ داشتنِ تجربه‌ی درونی و گداختگیِ روح، انسان را به حقیقتِ مقصود نمی‌رساند.

معنای روان

اسرار حقیقت نشود حل به سال نی نیز به درباختن حشمت و مال

حقایقِ نهفته در ذاتِ هستی، تنها با گذشتِ زمان یا با فدا کردنِ ثروت و مقام، کشف نمی‌شوند.

نکته ادبی: «درباختن» در این سیاق به معنای بخشیدن یا از دست دادن در راهِ هدفی والا به کار رفته است.

تا دیده و دل خون نشود پنجه سال از قال کسی را نبود راه به حال

تا زمانی که چشم و دلِ انسان در پیِ سال‌ها ریاضت و سختی‌کشیدن به خون نیفتد، کسی نمی‌تواند از راهِ مباحثِ کلامی و قیل‌وقال، به مرحله‌ی شهود و واقعیتِ درونی برسد.

نکته ادبی: «قال» در مقابلِ «حال» به دانشِ اکتسابی و قیل‌وقالِ بیهوده اشاره دارد که با شهودِ قلبی در تضاد است.

آرایه‌های ادبی

تضاد قال و حال

تقابل میان مباحث نظری و تجربه‌ی درونی که هسته‌ی اصلی معنایی شعر است.

کنایه خون شدن دیده و دل

کنایه از رنج‌های بی‌شمار و صبرِ طولانی در طریقِ سلوک.

جناس سال، مال، حال

هم‌خوانی واژگان در پایانِ مصراع‌ها که به آهنگِ درونی و موسیقیِ کلام افزوده است.