دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۶

مولوی
از من زر و دل خواستی ای مهر گسل حقا که نه این دارم و نی آن حاصل
زر کو زر کی زر از کجا مفلس و زر دل کو دل کی دل از کجا عاشق و دل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی موقعیتِ عاشقی است که در برابر خواسته‌های مادی و عاطفیِ معشوقِ پیمان‌شکن، دستِ خالی و تهی‌دستیِ خود را به رخ می‌کشد. شاعر با به کارگیری لحنی رندانه و در عین حال عمیق، فقرِ خود را نه تنها در مال، بلکه در داشتنِ دل -که پیش‌تر در راه عشق فدا شده- نشان می‌دهد.

فضای کلی حاکم بر این ابیات، سرگشتگی و استیصالِ عاشقی است که در بن‌بستِ خواسته‌های ناممکنِ معشوق گرفتار شده و با استفاده از پرسش‌های انکاری، بطلانِ آن خواسته‌ها را به شکلی فاخر و ادبی به تصویر می‌کشد.

معنای روان

از من زر و دل خواستی ای مهر گسل حقا که نه این دارم و نی آن حاصل

ای معشوقی که پیمانِ مهر و دوستی را می‌گسلی، از من پول و دل خواسته‌ای؛ به خدا سوگند که نه پولی دارم و نه دلی که بتوانم به تو تقدیم کنم.

نکته ادبی: «مهر گسل» ترکیبی وصفی برای معشوقی است که پیوند عشق را می‌گسلد. «حقا» به معنای سوگند خوردن به حق است و در اینجا برای تأکید بر ادعایِ ناتوانیِ عاشق به کار رفته است.

زر کو زر کی زر از کجا مفلس و زر دل کو دل کی دل از کجا عاشق و دل

پول کجاست؟ ثروت از کجا بیاید وقتی من مفلس و بی‌چیز هستم؟ دل کجاست؟ عاشقِ دلداده که صاحبِ دل نیست تا بتواند آن را به تو بدهد.

نکته ادبی: استفاده از «کو» (کجا) و «کی» (کِی) برای پرسش‌های انکاری، اوج استیصال عاشق را نشان می‌دهد. «مفلس» واژه‌ای عربی به معنای کسی است که سرمایه‌اش را از دست داده و ورشکسته شده است.

آرایه‌های ادبی

تکرار زر و دل

تکرارِ واژگانِ «زر» و «دل» برای تأکید بر تهی‌دستی و فقدانِ عاشق در هر دو ساحت مادی و معنوی.

استفهام انکاری زر کو زر کی زر

پرسش‌هایی که پاسخشان منفی است و برای نشان دادن محال بودنِ خواسته‌ی معشوق به کار رفته است.

تضاد و تناسب مفلس و زر

بهره‌گیری از کلماتِ متضادِ «مفلس» (بی‌پول) و «زر» (پول) برای ترسیم دقیقِ وضعیتِ فقر.