دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۴

مولوی
آواز گرفته است خروشان مینال زیرا شنواست یار و واقف از حال
آواز خراشان و گلوی خسته نالان ز زوال خویش در پیش کمال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شوریدگی عاشق در محضر معشوق است و تأکید دارد که ناله‌های عاشق بی‌پاسخ نمی‌ماند. فضای حاکم بر این اشعار، فضایی عرفانی و مبتنی بر پیوند میانِ فقرِ وجودی انسان و غنا و کمالِ الهی است.

شاعر از رنجِ بیانِ حقیقت و ناپایداریِ خویش در برابر کمالِ ازلی سخن می‌گوید و این تضاد، سرچشمه‌یِ ناله‌هایی است که از سرِ طلب و حضورِ قلب برآمده است.

معنای روان

آواز گرفته است خروشان مینال زیرا شنواست یار و واقف از حال

ناله‌ها و فریادهای بلند خود را سر بده و از بیانِ احوالت دریغ مکن؛ چرا که یار و محبوب حقیقی، شنوایِ ندای توست و از باطن و حالات درونی‌ات کاملاً آگاه است.

نکته ادبی: فعل مینال صورت امری دارد و واژه واقف به معنای آگاه و داناست.

آواز خراشان و گلوی خسته نالان ز زوال خویش در پیش کمال

در حالی که گلویم از شدت فریاد و ناله خراشیده و خسته شده است، از زوال و ناپایداریِ وجودِ خویش در برابرِ کمالِ بی‌نقصِ معشوق ناله سر می‌دهم.

نکته ادبی: زوال به معنای فناپذیری در برابر کمال تضادی معنایی ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد زوال و کمال

نشان‌دهنده تقابل وجودِ محدودِ انسان و کمال مطلقِ پروردگار برای برجسته‌سازی عمقِ نیازمندیِ عاشق.

کنایه شنواست یار

اشاره به لطف و آگاهی همیشگی معشوق نسبت به حالِ عاشق که باعث می‌شود هیچ فریادی از سوی او پنهان نماند.