دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۳

مولوی
آن می که گشود مرغ جان را پر و بال دل را برهانید ز سیری و ملال
ساقی عشق است و عاشقان مالامال از عشق پذیرفته و بر ماست حلال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف تجربه‌ای عرفانی و متعالی می‌پردازد که در آن، عشق همچون شرابی هستی‌بخش، جان آدمی را از بند تعلقات و روزمرگی‌های خسته‌کننده رها می‌سازد و او را به پرواز در آسمان معنا و حقیقت فرامی‌خواند.

شاعر در این کلام، عشق را نه یک هیجان گذرا، بلکه یک ساقیِ هستی‌بخش می‌داند که کام عاشقان را از حقیقتِ ناب لبریز می‌کند؛ عشقی که به واسطه‌ی پذیرش و تسلیم، برای سالکِ راه، امری مقدس و حلال شمرده می‌شود.

معنای روان

آن می که گشود مرغ جان را پر و بال دل را برهانید ز سیری و ملال

آن شراب معرفت و عشق، چنان روح و جانِ آدمی را گشوده و تعالی بخشید که گویی برای جان، بال و پری برای پرواز مهیا کرد و دلِ ناآرام را از خستگیِ دنیا و ملالِ روزمرگی‌ها رهانید.

نکته ادبی: استعاره از «می» به معنای آگاهی و جذبه الهی است و «مرغ جان» کنایه از روح لطیف انسانی است که در قفس تن محبوس است.

ساقی عشق است و عاشقان مالامال از عشق پذیرفته و بر ماست حلال

در این راه، خودِ عشق همچون ساقیِ این باده عمل می‌کند و جانِ عاشقان را تا آخرین حد از حضور و معنا پر می‌کند؛ و ما که این عشق را با جان و دل پذیرفته‌ایم، آن را همچون نوشیدنی گوارا و حلال بر خود می‌دانیم.

نکته ادبی: «مالامال» صفتی به معنای لبریز است و «حلال» در اینجا نه فقط به معنای فقهی، بلکه به معنای پاک، روا و موافق با فطرت الهی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره می

به جای نوشیدنی، به معنای آگاهیِ برآمده از عشقِ الهی به کار رفته است.

کنایه گشود مرغ جان را پر و بال

اشاره به رهایی روح از تعلقات دنیوی و دستیابی به آزادی و تعالی معنوی.

تشبیه مضمر ساقی عشق

عشق به ساقی تشبیه شده است، چرا که جان‌بخشی و سیراب‌کنندگی دارد.