دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۱
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات بیانگر سرخوردگی شاعر از روابط اجتماعی و بیوفاییهای رایج میان مردم است. شاعر پس از مدتی معاشرت با دیگران، به این نتیجه رسیده که هیچ نشانهای از صداقت و وفاداری در رفتار آنان وجود ندارد.
در نتیجهی این تجربه، او انزوا و گوشهگیری را برمیگزیند و معتقد است برای حفظ اصالت و گوهر وجودی، باید از چشم مردم پنهان ماند. این پنهانزیستی، نه از سرِ ضعف، بلکه به سانِ نهفته بودنِ آتش در سنگ و آب در آهن، نمادی از پایداری و درونی بودنِ حقیقت است که از دیدگانِ سطحینگر پنهان است.
معنای روان
مدتی را در میان مردم گذراندم، اما در وجود آنان هیچ نشانهای از وفاداری و صداقت نیافتم.
نکته ادبی: واژه «درنگ» به معنای توقف و ماندن است و «رنگ و بو» در اینجا کنایه از اثر و نشانِ آشکار است.
بهتر است که از چشم مردم پنهان بمانیم؛ همانگونه که آب در درون آهن و آتش در دل سنگ نهفته است و با نگاه سطحی دیده نمیشود.
نکته ادبی: استفاده از تشبیه تمثیلی برای تبیینِ چگونگیِ پنهان ماندنِ گوهرِ وجود در عینِ موجود بودن.
آرایههای ادبی
کنایه از نبودن هیچ نشانه و اثری از وفاداری.
شاعر با استفاده از دو پدیده طبیعی، حالت نهان بودن خود از نگاه مردم را به شکلی محسوس و عمیق به تصویر کشیده است.