دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۸۰

مولوی
می گردد این روی جهان رنگ به رنگ وز پرده همی بیند معشوقهٔ شنگ
این لرزهٔ دلها همه از معشوقیست کز عشق ویست نه فلک چون مادنگ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عرفانی به جهان هستی، تغییر و تحولات مداومِ دنیا را پرده‌ای بر چهره‌ی جمالِ حق می‌دانند. شاعر بر این باور است که آنچه ما در جهانِ مادی به عنوان رنگ‌ها و دگرگونی‌های گوناگون می‌بینیم، در واقع جلوه‌گری‌های معشوقی زیبا و شوخ‌طبع است که از پشت پرده‌ی این جهان، بر ما نظاره‌گر است.

در بخش دوم، شاعر حرکتِ افلاک و ناآرامی‌های درونی انسان را به نیروی عشقِ الهی پیوند می‌زند. او معتقد است که تمامیِ شور و تپشِ دل‌ها و حتی گردشِ نظام‌مندِ نُه گنبد آسمان، نه امری تصادفی، بلکه ناشی از جذبه و عشقِ همان معشوقِ ازلی است که جهان را به تکاپو واداشته است.

معنای روان

می گردد این روی جهان رنگ به رنگ وز پرده همی بیند معشوقهٔ شنگ

چهره‌ی ظاهریِ این جهان مدام در حال تغییر و دگرگونی است و در پسِ این پرده‌های تودرتویِ جهان، آن معشوقِ زیبا و با نشاط، بر همه‌چیز نظاره می‌کند.

نکته ادبی: واژه «شنگ» در ادب کهن به معنای زیبا، ظریف، شوخ و با نشاط است و در اینجا صفتِ معشوق آورده شده تا به جلوه‌گری و رندیِ او اشاره کند.

این لرزهٔ دلها همه از معشوقیست کز عشق ویست نه فلک چون مادنگ

تمام این لرزش‌ها و بی‌قراری‌های دل‌های ما از حضور و جلوه‌ی آن معشوق است؛ همان‌طور که گردشِ نُه آسمان نیز به خاطرِ عشقِ اوست که مانندِ سنگِ آسیاب به چرخش درآمده است.

نکته ادبی: «مادنگ» واژه‌ای کهن به معنای آسیاب یا سنگِ آسیابی است که توسط حیوان می‌چرخد و نمادی است برای حرکتِ دایره‌ای و تکراریِ افلاک تحتِ فرمانِ عشق.

آرایه‌های ادبی

تشبیه نه فلک چون مادنگ

شاعر حرکتِ دایره‌ای و همیشگیِ نُه آسمان را به چرخشِ سنگِ آسیاب تشبیه کرده است تا تسخیرِ افلاک توسط عشق را نشان دهد.

کنایه از پرده همی بیند

اشاره به مستور بودنِ حقیقت و ظهورِ آن در پشتِ پرده‌یِ مظاهرِ عالم که نشان‌دهنده‌یِ نظارتِ پنهانیِ خداوند است.

تضاد و تناسب رنگ به رنگ

اشاره به تنوع و تکثرِ مظاهرِ عالم که در برابرِ وحدتِ ذاتِ حق قرار دارد و نشان‌دهنده‌یِ بی ثباتیِ دنیای مادی است.