دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۷۹

مولوی
چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ وز پردهٔ عشاق برآرم آهنگ
گر زانکه در آبگینه خواهی زد سنگ در خدمت تو بیایم اینک من و سنگ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از عشقِ تمام‌عیار و ایثارِ بی‌حدِ عاشق را به تصویر می‌کشد که در آن، معشوق فرمانروای مطلقِ جان و تنِ اوست. فضای حاکم بر این سخن، ترکیبی است از گرمایِ یک آغوشِ صمیمانه و جسارتِ یک تسلیمِ عاشقانه؛ جایی که عاشق حتی شکستنِ وجودِ خویش به دستِ معشوق را با آغوشِ باز می‌پذیرد.

شاعر با بهره‌گیری از نمادهای موسیقی و اشیاءِ ظریف، از یک‌سو پیوندی عمیق و شورانگیز را ترسیم می‌کند و از سوی دیگر، به این حقیقتِ عاشقانه اشاره دارد که در راهِ محبوب، آنچه اهمیت دارد خواستِ اوست، حتی اگر این خواسته به قیمتِ ویرانیِ دلِ عاشق تمام شود.

معنای روان

چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ وز پردهٔ عشاق برآرم آهنگ

هنگام که تو را همچون ساز چنگ در آغوشِ تنگِ خود جای می‌دهم، از پردهٔ عشاق (مقامِ موسیقیایی و نمادِ شیدایی) نغمه‌ای پُرشور و عاشقانه سر می‌دهم.

نکته ادبی: چنگ از سازهای کهن زهی است که به دلیلِ هم‌شکلی با بدنِ انسان در آغوش، استعاره‌ای برای دربرگرفتنِ محبوب است. پردهٔ عشاق در موسیقیِ اصیلِ ایرانی گوشه‌ای است که حال‌وهوای شوریدگی دارد.

گر زانکه در آبگینه خواهی زد سنگ در خدمت تو بیایم اینک من و سنگ

اگر قصد داری به جامِ شیشه‌ایِ وجودِ من، سنگی بزنی و آن را بشکنی، من خود این سنگ را برایت مهیا می‌کنم و در پیشگاهِ تو حاضرم.

نکته ادبی: آبگینه (شیشه) نمادِ لطافت و شکنندگیِ قلبِ عاشق است که در برابرِ سنگِ جفای معشوق، قدرتِ مقاومت ندارد. تکرار واژه سنگ تأکیدی بر همراهیِ عاشق در اجرایِ این جفاست.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون چنگ

تشبیه به ساز برای ترسیم وضعیت نزدیکی و هم‌آغوشی.

ایهام پردهٔ عشاق

دلالت بر گوشه‌ای در موسیقی و نیز حالتِ شیداییِ عاشقانه.

استعاره آبگینه

نمادین کردنِ دلِ نازک و حساسِ عاشق در برابر خشونتِ احتمالیِ معشوق.